close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست
فلزیاب کینگ 10 | فلزیاب کینگ |فلزیاب King10|فلزیاب 09192046008 - مطالب ارسال شده توسط kingunm
loading...

فلزیاب کینگ 10 | فلزیاب کینگ |فلزیاب King10|فلزیاب 09192046008

خرید و فروش فلزیاب کینگ 10| طلایاب | گنج‌یاب شرکت فلزیاب تصویری فلزیاب کینگ 10 فلزیاب تصویری کره ای وفلزیاب تصویری خرید و فروش فلزیاب کینگ 10 خرید و فروش فلزیاب

سکه های سلسله های پادشاهی ایران

KINGUNM بازدید : 230 دوشنبه 29 شهريور 1395 نظرات ()

سکه هخامنشی

 

 

فلزیاب | طلایاب

سکه سلوکیان

سکه اشکانی

سکه ساسانی

دوران اسلامی اکثر سکه ها روشون آیات قرآن بوده و تقریبا شبیه هم هستند دو نمونه میزارم

آل بویه

 

سکه غزنوی


سکه سلجوقی

 

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/hسکه صفوی

سکه قاجار

 

 

سکه پهلوی

سکه بهار آزادی

 

akhamanesh.jpg

دانستنیهای باستانی (مارلیک)

KINGUNM بازدید : 304 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

احضار اموات باستان

( مارلیک )

نزديك به 46 سال از كشف اشيايي گذشت كه روايت تازه‌اي از تاريخ ما دادند.آنها در آرامش بودند؛ 3 هزار و خرده‌ای سال در آرامش و همه در کنار هم. تااینکه چراغعلی کتله‌ای در زمینش به جای سنگ و کلوخ، طلا پیدا کرد. برق آن تکه طلای ناب، چشمش را گرفت.  روستایی بی‌خبر از همه‌جا روانه بازار شد و با فروش آنچه در زمینش پیدا کرده بود، سیل حفاران و قاچاقچیان را روانه آنجا کرد. تصور آنچه ممکن بود در این زمین پیدا شود، آنها را به جان تپه انداخت. کندند و پیدا کردند و بردند. تا آمدن دکتر عزت‌الله نگهبان و همراهانش، دو سوم دفینه‌های این تپه باستانی غارت شده بود.

آنها در آرامش بودند تا وقتی کسی جایشان را نمی‌دانست. همه در کنار هم درسرزمین خودشان؛ مارلیك

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/jam11.jpg

 جام زرین مارلیک

این گاوهای بالدار در حال بالا رفتن از درخت زندگی هستند. هنرمند مادی سر این گاوها را از دل ظرف طلایی بیرون آورده ! سر این گاوها را با این همه ظرافت و زیبایی از ظرف بیرون آورده و تنها گوش آنها را بعدا به سرشان پرچ کرده؛ کاری که پس از 3 هزار سال، با این همه امکانات تنها از دست قالب برمی‌آید و بس. بین جام‌های کشف شده، این جام بی‌نظير است و اوج هنر چکش‌کاری مارلیکی‌ها را نشان می‌دهد.
در کف جام زرین مارلیک، یک گل تزئینی و در وسط گل، یک خورشید نقش شده است. بد نیست بدانید …
تپه مارلیک یکی از 5 تپه باستانی است که در دره گوهررود در اطراف رودبار واقع شده‌اند؛ دره‌ای خوش آب و هوا که برای
سال‌ها محل سکونت اجداد ثروتمند گيلاني‌ها بوده. تپه‌های زینب بیجار، پیلاقلعه، دوربیجار و جازم کول، بقيه این تپه‌ها هستند
در پاييز سال 1340ش، هياتى به سرپرستى دکتر عزت‌الله نگهبان جهت بررسى و تحقيق عازم منطقه رحمت‌آباد رودبار شد. اين حفارى که به مدت 14 ماه از پاييز 1340 تا آخر پاييز1341 ادامه داشت، منجر به پيدا شدن 53 آرامگاه به طور منظم و پراکنده در سطح تپه شد. این  آرامگاه‌ها عموما از سنگ و گل ساخته شده بودند. در ساخت اين آرامگاه‌ها از تخته سنگ‌هاى بزرگ طبيعى
که در سطح تپه وجود داشته، استفاده ‌شده. در بعضى قسمت‌ها هم از سنگ‌هاى
زرد رنگى استفاده شده که از 15کيلومتر دورتر و از دره گوهررود به اين محل انتقال يافته‌‌اند. حفاری تپه مارلیک برای دکتر نگهبان و همکارهایش یک دردسر بزرگ بود. از درگیری‌ها و بی‌مهری‌های اهالی روستا که به تحریک قاچاقچی‌ها انجام می‌شد، تا تهمت‌ها و دردسرهایی که باعث و بانی‌اش مقام‌های دولتی بودند و به دادگاهی شدن دکتر و همکارهایش کشید؛
دردسری بزرگ که به نتیجه‌اش می‌ارزيد. در گذشته، تپه مارلیک محل زندگی مارها و موش‌ها بود و بعضی معتقدند این محل به این خاطر مارلیک نام گرفته. بعضی‌ها می‌گویند مارلیک تغییر یافته مارد لیک به معنای قوم مارد است
از این منطقه تعداد زیادی ظروف و اشیای سیمین و زرین به دست آمده که نشانگر ثروت فراوان ساکنان آن است. قدمت این آثار به
حدود 3 هزار سال پيش يعنى اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد مسيح مى‌رسد.
ماردی‌ها – اقوام ساکن مارلیک – مردگان‌شان را با لباس رسمى و تزئينات کامل روى تخته سنگ و به پهلو قرار مى‌داده‌اند. در
اين حالت زانوها اندکى خميده مي‌شدند. همراه مردگان، ظروف
تشريفات مذهبى، مجسمه‌ها، زيورآلات، اسلحه، ابزار و ادوات، ظروف و ادوات آشپزخانه، مدل و نمونه ادوات مختلف و اسباب‌بازى کودکان دفن مى‌شد. اين امر نمايانگر هويت و حرفه صاحب آرامگاه و عقايد مذهبى اقوام ساکن در محل بود. به جز اين اشيا، آثار و ادوات جنگى از جنس مفرغ مانند: خنجر، پيکان، سرنيزه و نيز وسايل تزئينى مانند: گوش پاک‌کن، ناخن پاک‌کن، گوشواره‌، دستبند، گردنبند، پيشانى‌بند، موبند، سنجاق سر و همچنين ادوات و وسايل مورداستفاده نظير ظروف، دوک نخ ريسي، ديگ، ملاقه، سيخ کباب، ظروف سفالين، پيکرک‌ها و مجسمه‌هاى سفالين و فلزى در مارليک يافت شده‌اند. وسايل رزمى مانند: خنجر، شمشير، سرنيزه، سرگرز، مچ‌بند، بازوبند رزمي و تيردان مفرغى بیانگر جنگجو بودن این اقوام است.

یکی از کشفیات مهم این تپه، 2 مهر استوانه‌ای است که روي آنها به خط میخی نقش شده است. این مهرها به باستان‌شناسان برای تشخیص خط و تاریخ  مارلیکی‌ها بسیار کمک کرده است. در تپه مارلیک آثار مفرغی، موزاییک و بدل چینی،مجسمه‌ و مهر یافت شده است.

خرس نشسته

این موجود عجیب و غریب یک خرس سفالی است که مثل آدمیزاد نشسته تا آدمی رغبت کند و از دهان ناودانی شکلش چیزی بنوشد. گوش‌هایش سوراخ شده و دستانش 4 انگشت دارد .

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/jam33.jpg
نیم تنه طلایي

آن 2 دکمه برجسته، لباس تشریفاتی و تاجی که بر سر این مرد طلایی است، خبر از خاص بودن شخصیت او می‌دهد. او یک سلطان است؛ یک سلطان با گوشواره‌ای بر گوش که با احترام دست به سینه و ظاهرا در حال نیایش است.

 افسانه طلایی

آن پایین بز تازه متولد شده در حال شیر‌خوردن است. کمی بالاتر بزرگ‌تر شده و شاخ درآورده و در حال خوردن برگ‌های درخت است.در ردیف سوم گراز و ترس از او وارد زندگی‌اش شده و بالاتر، لاشخورها مشغول تکه پاره کردن جسد او هستند و در نهایت موجودی شبیه جنین، نشانه تولد دوباره و زندگی دوباره است. در بین آثار کشف شده، صحنه شیر خوردن یک حیوان تازه متولد شده، بسیار کمیاب است. نقش گراز هم چندان در هنر دنیای باستان دیده نشده و کارشناسان معتقدند که ممکن است این نقش منحصر به هنر ایران بوده باشد. مشابه لاشخورهای این جام، در نقش برجسته‌هایی که از شوش به دست آمده دیده می‌شود.

خزانه صدام حسین

KINGUNM بازدید : 172 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

حسنلو قدیمی تر از تخت جمشید

حسنلو گوشه ای از تمدن ۸ هزار ساله آذربایجان

 https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/hasanlo.jpg

تپه باستانی حسنلو در آذربایجان غربی، در جنوب غربی دریاچه ارومیه، در منطقه سرسبز شهرستان نقده (سرزمین تاریخی سولدوز) و در هفت کیلومتری شمال شرقی این شهرستان واقع است و به علت مجاورت با دهستان حسنلو به این نام معروف شده است.

 ارتفاع این تپه از بستر رودخانه گدار که از کنار آن می گذرد،  ۲۰متر و قطر آن حدود  ۲۵۰تا ۲۸۰ متر است. چند تپه باستانی دیگر هم که ارتفاع آنها از ۱۵ متر تجاوز نمی کنند، در اطراف این تپه پراکنده اند.

 به گفته بهمن کارگر(مدیر پایگاه پژوهشی حسنلو) تعدادی از اشیای مکشوفه تپه حسنلو در موزه ملی ایران نگهداری می‌شوند، که انتقال اشیای متعلق به تپه حسنلو از موزه ملی ایران به موزه حسنلو در دستور کار قرار دارد.
همچنین  یادآور می شود: تپه حسنلو به عنوان یکی از محوطه‌های مهم تاریخی شمال غرب کشور و یکی از محوطه‌های کلیدی عصر آهن در کل ایران به شمار می‌رود.

نماینده مردم شهرستانهای نقده و اشنویه در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به قدمت هشت هزار ساله تپه حسنلو گفت:

متاسفانه با وجود اینکه این اثر قدیمی ترین اثر تاریخی کشور به شمار می رود ولی تاکنون به درستی به مردم و جهانیان معرفی نشده است.
علی زنجانی حسنلویی با بیان اینکه حسنلو شناسنامه سولدوز است اظهارداشت:

” اگر تا کنون توجه جدی با آثار تاریخی و فرهنگی این منطقه باستانی شده بود الان محل هایی چون تخت جمشید اینقدر معروف نبودند.”

وی ادامه داد:

برابر بررسیهایی که انجام گرفته:

در تخت جمشید به هبچ عنوان، سکونتی شکل نگرفته بود و تامیخواست مورد بهره برداری قرار بگیرد ویران شده است.

خاطرنشان کرد:

 این در حالی است که حسنلو قدمتی بیش از شش هزار سال دارد و دارای سکنه بوده است

وی با اشاره به اینکه تپه حسنلو چهار لایه دارد گفت: آنچه در معرض دید عموم قرار دارد لایه چهارم است در حالی که اگر کاوشهای باستان شناسی در لایه های بعدی صورت گیرد می توان به تاریخ و تمدن چندین هزار ساله ایران پی برد.
حسنلویی به استقرار پایگاه باستان شناسی شمالغرب کشور در محوطه این اثر تاریخی گفت: منتظر هستیم از سال آینده کاوش های باستان شناسی با کمک کارشناسان داخلی و خارجی در لایه های زیرین اثر تاریخی آغاز شود.
نماینده مردم شهرستانهای نقده و اشنویه در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از کم توجهی مسئولان به این اثر تاریخی بیان داشت: باید به حسنلو افتخار کنیم و این اهمیتی که امروز به آن داده می شود به نظر ما کافی و ایده آل نیست باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
وی با اعلام اینکه غفلت از این اثر تاریخی در نتیجه بی توجهی مسئولان محلی و دور بودن از مرکزیت کشور است گفت: متاسفانه اهمیتی به مسایل و آثار تاریخی استانهایی مثل فارس یا اصفهان می شود در این منطقه مدنظر قرار نمی گیرد.
حسنلویی از عدم اختصاص بودجه های لازم برای نگهداری، ساماندهی این اثر تاریخی نیز گلایه کرد و اظهارداشت: در اثر غفلت مسئولان در سالهای قبل از انقلاب کارشناسان باستانی شناسی کشورهای خارجی چون آمریکا در ثپه حسنلو کاوش های زیادی انجام داده و آثار زیادی را با خودشان برده اند و متاسفانه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز این بی توجهی کاملا مشهود است.
این نماینده آثار تاریخی را هویت و فرهنگ یک ملت دانست و افزود: حداقل  سال کار باستانشناسی لازم است تا همه زوایا و موجودی غنی تاریخی این مکان باستانی شناسایی شود و اعتباراتی که برای این منظور پیش بینی شده کافی به نظر نمی رسد.

ارتفاع این تپه از بستر رودخانه گدار که از کنار آن می گذرد،  ۲۰متر و قطر آن حدود  ۲۵۰تا ۲۸۰ متر است. چند تپه باستانی دیگر هم که ارتفاع آنها از ۱۵ متر تجاوز نمی کنند، در اطراف این تپه پراکنده اند.
شناسایی و حفاری این تپه باستانی در سال  ۱۳۱۳ صورت گرفت. در طی این حفاری، تعدادی ظروف سفالی با اشکال متنوع و مختلف به دست آمد. در سال  ۱۳۳۶ کاوش علمی و تخصصی تپه باستانی حسنلو را هیئت حفاری و کاوش مشترک ایرانی – آمریکایی آغاز کرد و در این حفاری و کاوش، از خرابه ها شهر، دژی از زیر خاک بیرون آمد که به عقیده باستان شناسان متعلق به قوم “ماننا” است.

از دو بخش عمده تشکیل شده است:
قسمت نخست به تالار شاهی یا معبد سلطنتی معروف است و در آن سکوهای بزرگ و کوچکی دیده می شود و در انتهای جنوب تالار تختگاه یا محراب معبد قرار دارد و در این قسمت سکوهای بزرگ و کوچک دیده می شود.
قسمت دیگر، تالار بزرگ یا معبد اصلی است که در ضلع شمالی و مجاور بناهای تالار اول قرار گرفته و کف آن فرش شده است و در آن دو قطعه سنگ بزرگ دیده می شود. باستان شناسان این دو قطعه سنگ سرخ رنگ و بزرگ را وسیله ای برای مجازات محکومان یا برای به جا آوردن قربانی به درگاه رب النوع می دانند که سر قربانیان و محکومان را روی آن می گذاشتند و از تن جدا می کردند. در انتهای این تالار، سه ستون بزرگ سنگی جای گرفته است.
پشت این ستونهای چهار متری، خانه های کوچکی با مصالح سنگی قرار دارد که به نظر باستان شناسان، محل سکنای بردگان، کنیزان یا خادمان معبد بود. در این قسمت، اسکلت ۴۰ زن نیز پیدا شده است. دور تا دور بناها را حصار و بارویی به ارتفاع شش متر فرا گرفته است که قسمتی از این بارو و حصار و کنگره های آن در ضلع غربی بر اثر کاوش و حفاری نمودار شده است.
این تپه دارای ۱۰ دوره متمایز سکونت است که آنها را از قدیم به جدید یعنی از دوره دهم تا دوره اول که آخرین دوره است، تقسیم بندی کرده اند. این دوران از دوره ابتدایی سنگی آغاز و تا دوره باستانی، مادها و دوره اسلامی ادامه می یابد.
قدمت دوره ابتدایی و سنگی تپه حسنلو به عقیده دکتر رابرت دایسون، باستان شناس آمریکایی و سرپرست هیئت حفاری تپه حسنلو، به بیش ازشش هزار سال قبل از میلاد برمی گردد. تاریخ تقریبی سکونت اول به حدود هزاره ششم قبل از میلاد می رسد و دورانی را شامل می شود که تپه حسنلو زیاد مورد توجه نبود. در این دوره ها به بناهای خشتی گلی و سنگی برخورد شده است.
از دوره چهارم سکونت در تپه حسنلو، یعنی در هنگام آتش سوزی بزرگ تا دوره هفتم سکونت، آثار ساختمانی به دست آمده است که دلالت بر سکونت در این تپه دارد. دوره چهارم حسنلو مهمترین دوره فرهنگی این دوره است. در میان بناهای سمت شرقی حیاط مرکزی، بقایای چند انبار و اصطبل قابل تشخیص است که از این انبارها مقدار زیادی خمره کشف شده است که به گمانی به درد ذخیره آب دژ می خورد و به گمانی دیگر مخصوص نگهداری مشروبات بوده است.

در دژ حسنلو، اتاق هایی نیز به انبار و آشپزخانه و اسلحه خانه اختصاص داشته است، از اسلحه خانه که معلوم نشده کارگاه اسلحه سازی یا محل نگهداری جنگ افزار بود، مقدار زیادی شمشیر و سه نیزه آهنی کشف شده است.

از تپه باستانی حسنلو در سال های۱۳۱۳ تا ۱۳۵۸طی حفاری های باستان شناسان ایرانی و آمریکایی انواع و اقسام ابزار و ادوات جنگی مانند شمشیر، خنجر، نیزه، سرنیزه هایی از جنس مفرغ و آهن به همراه هزاران ظروف سفالی و اشیای استخوانی سنگی سفالی، شیشه ای و فلزی گوناگون که هر یک دارای ارزش تاریخی، باستانی و هنری هستند، کشف شده است که در موزه ها ایران باستان، آذربایجان، آمریکا، فرانسه و دیگر کشورهای جهان نگهداری می شود.

جام زرین حسنلو

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/hasanlo1.jpg

مهمترین اثر مکشوفه تپه باستانی حسنلو که اهمیت ویژه ای در جهان و باستان شناسی دارد، جام طلایی حسنلو است.
این جام اثر کاملاً خیره کننده ای است؛ زیرا بیش از حد ظریف کاری داشته و فاقد ترکیب مجلل است. قدمت جام طلایی کشف شده از تپه حسنلو در حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح است.
بر روی بدنه این جام معروف، نقش های بسیاری حک شده است که احتمالا داستان حماسی را روایت می کنند.

با ساماندهی این اثر تاریخی امید می رود گرد فراموشی از چهره آن زوده شود و مردم بیش از پیش با تاریخ هشت هزار خود آشنا شوند.

تپه حسنلو

تپه حسنلو

تپه حسنلو

تپه حسنلو

تپه حسنلو

تصاویری از کتیبه ترکی نادرشاه افشار و برج ارغوانشاه کلات نادری

KINGUNM بازدید : 166 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

 

کلات نادری در شمال شرقی ایران قرار دارد و از شهرستان های خراسان رضوی است. شهرستان کلات نادری، 180 کیلومتر با جمهوری ترکمنستان مرز مشترک دارد.

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/katibe.jpg

كتيبه کلات به دستور نادر شاه نوشته شده است و شعر تركي از “گلبن افشار” در ثنای نادر پسر شمشير می باشد.

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/katibe2.jpg

 

برج ارغوانشاه از کف رودخانه حدود 40 متر ارتفاع دارد و زمانی ورود و خروج به قلعه طبیعی کلات از این برج کنترل می شد.

قلعه بذ یا قلعه بابک خرمدین – دژ بابک خرم دین

KINGUNM بازدید : 210 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

http://irantreasure.blog.com/wp-content/blogs.dir/00/07/40/98/7409892/files/aks/babak4.jpg

بذ یا قلعه جمهور معروف به قلعه بابک در ارتفاعات شهرستان زیبا و توریستی کلیبر و در بلنداهای باختری شعبه‌ای از رود بزرگ ارس قرار دارد. کلیبر خود یکی از شهرستان‌های آذربایجان شرقی است که به علت واقع شدن در ناحیه کوهستانی و وجود درختان زیاد و آب روان ناشی از چشمه‌سارهای کوهستانی، بسیار زیباست.
این دژ بر فراز قله‌ی کوهستانی، با ‌کمابیش ۲۳۰۰ تا ۲۷۰۰ متر بلندا از سطح دریا. و اطراف دژ را دره‌های ژرفی با گودی ۴۰۰ تا ۶۰۰ متر فرا گرفته‌ است و تنها از یک سو راهی باریک و سخت برای دسترسی به این دژ وجود دارد.راه کلیبر به دژ با این‌که از ۳ کیلومتر تجاوز نمی‌کند ولی بسیار دشوار است و به هنگام گذر، باید از گردنه‌ها و گذرهای خطرناکی عبور کرد.

آشنایی با قلعه قهقهه

KINGUNM بازدید : 207 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

 

 

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/qehqehe1.jpg

قلعه قهقهه در بخش ارشق، ما بین روستای کنچوا و قره آغاج کلان از توابع مشگین‌شهر در استان اردبیل قرار دارد و از آثار دوره صفویه به حساب می‌آید

این دژ به دلیل اینکه محل زندانی شدن افراد سیاسی مهمی، مانند شاهزادگان صفوی در زمان گذشته بوده‌است در تاریخ شهرت بسیاری دارد.

غار هایی که گاز سمی دارند

KINGUNM بازدید : 162 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

 

 

غار هایی که گاز سمی دارند

غارهای زیرزمینی که وارد شدن به آنها سخت است باید هنگام ورود به غار اولین چیزی که باید در نظر بگیرید این است که غار گازهای سمی دارد یا نه . اگر در سقف غار لانه خفاش باشد و یا اگر نشانه ایی از زندگی دیگر حیوانات در غار موجود باشد  غار گازهای سمی ندارد
معمولا مسمومیت با چنین گازها بسیار آرام صورت می گیرد اگر حیوانات زنده داخل غار زندگی نکنند در این صورت حتما باید با ماسک ضد گاز وارد غار شوید. معمولا جستجوگران گنج در اثر تنفس این گاز به آرامی و بدون اینکه متوجه بشوند مسموم شده و می میرند . غارهایی که احتمال می دهید گازهای سمی دارند حتماباید با استفاده از ماسک ضد گاز وارد غار شوید

تصاویری ازمحوطه باستانی۸۰۰۰ ساله شهریئری مشگین شهر آذربایجان

KINGUNM بازدید : 180 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

این محوطه شامل ۲۸۰ سنگ افراشته باستانی است که دیرینگی آن‌ها بیش از ۶ هزار سال پیش میلاد برآورد می‌شود و قدمت این مناطق به دوران اواخر مفرغ و دوره نوسنگی و مس سنگی و نیز اوایل آهن مربوط است.

این سنگ‌افراشته‌ها با ارتفاع متفاوت ‪ ۷۰‬تا ‪ ۳۶۰‬سانتی متری که اکثرا منقوش به اشکال انسان هستند. طرح انسان‌های حک شده بر روی سنگ‌ها به شکل افرادی دست به سینه و معمولا بدون دهان است و تاکنون فقط هفت قطعه این نوع سنگ – افراشته‌ها در منطقه حکاری کردستان ترکیه و یک قطعه هم در قپوزستان آذربایجان یافت شده‌است.

وسعت محوطه شهریری ۴۰۰ هکتار است و در ۶۰ کیلومتری غرب اردبیل، ۲۵ کیلومتری شرقی مشکین‌شهر، یک کیلومتری شمال روستای پیرازمیان و در کنار رودخانه قره سو واقع شده‌است.

محوطه شهریری از سه قسمت معبد، قوشاتپه و قله تشکیل شده‌است و سنگ‌افراشته‌های این محل با فرسایش و تخریب زیادی روبه‌رو هستند و در فروردین ۱۳۹۰ گردباد باعث ویرانی بخشی از این محوطه شد.

محوطه باستانی «شهریری» در سال ۱۳۸۱ از سوی میراث فرهنگی استان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید. از زمان پیدا شدن این محوطه تاکنون، هشتاد درصد آثار آن از میان رفته‌است.

شهریئری مشگین شهر

شهریئری مشگین شهر

اسرار آمیزترین مناطق جهان!!

KINGUNM بازدید : 309 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/as-j.jpg

در سطح شنهای بیابان پامپا در حدود 300 شکل ساخته شده از خطهای مستقیم حک شده که شامل فرمهای هندسی و تصاویر حیوانات و پرندگان و شکلهای دیگر بوده و تنها…

 

 تعداد زیادی از کارشناسان مشهور اظهار می‌کنند که احتمالا مکانهای اسرارآمیز در سرتاسر جهان که به کمک تکنولوژی و دانش پیشرفته ایجاد شدند (شاید پیشرفته‌تر از زمان ما) تحت نفوذ و سیطره تمدنهای گمشده بودند.
برخی هم عقیده دارند که هیچ تمدن بسیار پیشرفتهای تا به حال روی زمین وجود نداشته و تمام علوم عالی از انسان‌های فضایی زمان باستان که از آسمان به زمین آمده بودند به ارث رسیده است.

اما اکثر دانشمندان با هیچ کدام از این نظرات فوق موافق نبوده و سعی در تشریح رازهای باستانی مربوط به آیین و مذاهب روی کره زمین دارند.
در این متن سه مکان را به عنوان مرموزترین مناطق جهان به شما معرفی می‌کنیم، البته مکانهای مرموز بیشتری در سراسر زمین وجود دارند که ذهن ما را تسخیر کرده اند؛ چراکه انگار از جهان دیگری آمده اند!

استون هنج

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/as-j1.jpg


آیا کسی وجود دارد که تا بحال در مورد استون هنج چیزی نشنیده باشد؟ استون هنج یکی از معروف‌ترین مکانهای اسرارآمیز جهان به شمار می‌آید. این مجسمه‌های غول پیکر سنگی چه ویژگی‌هایی دارند؟ چرا این مکان باعث ایجاد بحث و جدلهای فراوان در جامعه علمی‌ شده؟
استون هنج بنای تاریخی سنگی که در سالسبری انگلستان جنوبی واقع شده عمدتا دربرگیرنده 30 سنگ قائم می‌شود (یا سارسن‌ها، که هر کدام بیشتر از 10 فوت ارتفاع و 45 تن وزن دارند) این سارسن‌ها با 30 نعل درگاه که به صورت افقی و تخت رویشان قرار دارند تشکیل یک دایره متصل را داده‌اند. در داخل این دایره نیز چرخه‌ا‌ی مشابه تشکیل شده است و آنها هم به سبک دیرک و نعل درگاه ساخته شده‌اند.

شاید بگویید بناهای تاریخی بزرگ خیلی زیادی روی کره زمین وجود دارد که بعضی از آنها از استون هنج جذاب تر هستند! پس چه جیز خاصی در این غولهای سنگی نهفته است؟
برای تمام این سئوالهای پاسخهای دقیقی وجود ندارد.

کاربردشان چه بوده؟ یک رصدخانه ستاره شناسی، مکان مذهبی و آیینی یا چیزی ماوراء طبیعی؟ چه کسی آن را ساخته و چگونه؟

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/as-j2.jpg

بعضی افراد گفته اند که دروییدها (کاهنان مذهب سلتی) این بنا را ساخته اند، اما واقعا ما چیز زیادی از این بنا نمی‌دانیم.
باستان شناسان تاریخ ساخت آن را بین 5000 تا 3000 سال پیش ذکر کرده اند، پس این بنا حتی قبل از استفاده کردن نوع بشر از ابزارهای فلزی ساخته شده بود.

حال بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسی استون هنج را ساخته، واضح است که هزاران نفر در طراحی و به وجود آوردن آن سهیم بوده اند. فقط کشاندن چنین سنگهای عظیمی ‌از مارلبورگ (30 کیلومتری جنوب استون هنج)  کاری بس عظیم و بزرگ است. و چگونه امکان دارد چنین سنگهایی برپا شده باشند؟!
این کار یک شاهکار جالب مهندسی محسوب می‌شود و افسانه‌های بسیاری هست که قدرت و توانایی را منعکس می‌کند تا توضیح دهد چگونه انسانهای اولیه این سنگهای سنگین را حمل و جابجا کرده‌اند!
حتی در خلال افسانه‌های آرتور از استون هنج نام برده شده و اسم فردی به نام مرلین به عنوان معمار ذکر شده است.

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/as-j3.jpg

جالبترین موضوع این است که استون هنج در جهات نقاط انقلاب و اعتدالی ستاره شناسی قرار گرفته و زمان طلوع خورشید در خط افق نور خورشید به طور کامل بین فواصل خرسنگ‌ها ظاهر می‌شود.
بی شک چنین چیزی تصادفی نیست و شاید با داستانهای مربوط به سرآغاز و مبدا این مکانهای مرموز ارتباط داشته باشد.


خطوط نازکا

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/as-j4.jpg

خطوط نازکا فوق‌العاده‌ترین گروه جئوگلیپس‌ها (geoglyps) در جهان هستند. آنها در بیابان نازکا بین شهرهای نازکا و پامپا روی پامپاس دی جوناما در پرو واقع شده اند.
در سطح شنهای بیابان پامپا در حدود 300 شکل ساخته شده از خطهای مستقیم حک شده که شامل فرمهای هندسی و تصاویر حیوانات و پرندگان و شکلهای دیگر بوده و تنها از آسمان و بالا به وضوح قابل رویت هستند.

3 نکته
مرموز در نازکا پلاتیو قابل بررسی است:
1. خطوط مستقیم با کیلومترها فاصله در تمام مسیرها در بخشهایی از پامپاس یکدیگر را قطع می‌کنند.
2. تعداد زیادی از فرم این خطها به صورت شکلهای هندسی است: مثل زاویه‌ها (کنج‌ها)، مثلث‌ها، شکل‌های خوشه ای، مارپیچ‌ها، مربع‌ها، خطوط مواج و غیره.
3. تعداد زیادی از خطوط نیز به شکل حیوانات درآمده اند.

با بررسی نقشه خطوط نازکا موضوعات زیر مطرح می‌شود:

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/as-j5.jpg

طبق باور مردم جئوگلیپس‌ها را گروهی از افراد به اسم نازکا ساخته اند، اما چرا و چگونه آنها این شگفتی‌های جهان را خلق کردند که اصلا قابل توضیح و تشریح کردن نیستند؟
از وقتیکه مشخص شد خطوط نازکا به جز از یک جایگاه بالاتر قابل رویت نیستند، فرض می‌شود که مردم نازکا هرگز نتوانسته اند حاصل کاشان را از جایگاه بالاتر ببینند!
بنابراین فرضیه‌ها و تصورات خیلی زیادی در مورد توانایی‌های سازندگان و انگیزه‌های آنان وجود دارد.

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/as-j6.gif

آیا امکان دارد جئوگلیپس‌ها تمثال‌های خدایان حیوانی یا طرح‌های صورتهای فلکلی باشند؟
آنها راه و مسیر بوده اند یا عقربه‌های نجومی ‌و یا حتی شاید یک نقشه خیلی عظیم؟
اگر مردمی‌که 2000 سال پیش اینجا زندگی می‌کردند فقط از تکنولوژی ساده ای بهره مند بودند، چگونه برای ساختن چنین شکلهای دقیقی برنامه ریزی کرده اند؟ آیا از یک نقشه پیروی کرده اند؟ اگر اینگونه بود چه کسی آن را ترتیب داده؟ و بالاخر در ظاهر تمام اینها به دنیای ماورایی تعلق دارند.

به منظور معرفی کردن خطوط نازکا، که با جابجا کردن صخره‌های بیابان برای نشان دادن سطح زیرین شنهای صورتی کمرنگ ساخته شده اند، بازدید کننده‌ها اغلب توضیحاتی تخیلی ارائه می‌دهند: از باندهای پرواز برای سفینه‌های فضایی تا راه‌هایی برای قهرمانان المپیک، از اُپ آرت (هنر بصری) تا پاپ آرت، و در نهایت تا رصدخانه‌های ستاره شناسی


جزیره ایستر

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/as-j7.jpg

جزیره ایستر (راپانویی در زبان بومی) مستعمره کشور شیلی و در جنوب شرقی اقیانوس آرام قرار دارد. راپانویی جزیره ای کوچک، پر از پستی و بلندی و اکنون بدون درخت از منشا آتشفشانی می‌باشد. این جزیره غیرعادی‌ترین منطقه دورافتاده جهان خوانده شده، اما چیزهای دیگری هم هست که این مکان را از مکانهای دیگر روی کره زمین مجزا می‌سازد.
در این جزیره صدهای مجسمه خرسنگی به شکل انسان وجود دراد که موآی نام دارند.

اغلب مو آی‌ها از خاکسترهای آتشفشانی و فشرده شده  متراکم و خاص تراشیده شده اند. بزرگترینشان وزنی بالغ بر 165 تن را داراست و ارتفاعش به 220 متر می‌رسد. برخی از مو آی‌های عمودی (ایستاده) تا گردن در زیر خاک پنهان شده اند.
این سازه بسیار عظیم که در جزیره ای کاملا بایر و خشک (فقط با مقدار کمی ‌سبزه) وجود دارند به سرعت و در نگاه اول ذهن‌ها را تسخیر می‌کند. واقعا چگونه چنین چیزی امکان دارد؟ چه کسانی این تندیسها را ساخته و دلیلشان از خلق آنها چه بوده؟

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/as-j8.jpg

بعضی از داشنمندان می‌گویند ساکنان جزیره ایستر یعنی راپانویی از پلی نزی آمده بودند. اما شباهتهای این مجسمه‌ها به مجسمه‌های سنگی هندی اطراف دریاچه تیتیکاکا در جنوب آمریکا جالب و درخور توجه است آیا این تشابه تصادفی بوده؟ متخصصین قادر نیستند به طور دقیقی کاربرد مجسمه‌های مو آی را توضیح دهند. بعضی از آنها اعتقاد دارند که این مجسمه‌ها هم  نماد  قدرت و هم مذهب و سیاست بوده اند.

یکی از بزرگترین اسرار جزیره ایستر در مورد این بود که این سنگها چگونه از معدن سنگ تا صفه‌هایشان یا ahus (گاهی فاصله ای بیشتر از 20 یا 25 کیلومتر) منتقل می‌شدند؟
طبق افسانه راپانویی موآی خودش از معدن سنگ راه می‌افتاده! بعضی نیز این مجسمه‌ها را به مراسم آیینی نسبت می‌دهند.
آیا همین موضوع باعث شده تا سختیهای ذاتی را برای جابجا کردن اینها متقبل شوند؟
آیا کسانی با فرض اینکه نباید زحمت جابجا کردن سنگها را به خود بدهند در معدنها می‌ماندند؟
یا شاید افراد جزیره ایستر از قدرتهای ماورایی کمک می‌گرفتند و با توانایی فوق طبیعی آنها را تراشیده و سپس موآی‌ها را حرکت می‌دادند؟

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/as-j9.jpg

جزیره ایستر بیشتر به نام‌های ته- پیتو- او- ته- هنا به معنی «داستان جهان» و ماتا-کی-ته- رانی به معنی «چشمانی نظاره گر به بهشت» مشهور است.

این نامهای باستانی و جزئیات بسیار زیاد اسطوره ای به احتمالاتی اشاره دارند مبنی بر اینکه این جزیره دورافتاده شاید قبلا هم یک شاخص جغرافیایی و هم رصد خانه ستاره شناسی تمدنی فراموش شده اما بسیار قدیمی‌ بوده است

راز تدفین هزاره دوم پیش از میلاد

KINGUNM بازدید : 150 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

   راز تدفين هزاره دوم پيش از ميلاد در بم برملا شد   

اسكلتي كه از يك گور در ارگ بم به‌دست آمده نشان مي‌دهد اين نوع تدفين با تدفين جنيني تفاوت دارد .اين اسکلت به پشت خوابيده و زانوها به سمت بالاست كه احتمالا اين تفاوت به نوع آداب و رسوم، فرهنگ و طايفه قوم‎ها برمي‎گردد
خبرگزاري ميراث فرهنگي: انسان‎شناس تيم کاوش‎هاي ارگ بم، راز نوعي تدفين مربوط به هزاره دوم پيش از ميلاد را که در اطراف محوطه باستاني ارگ بم انجام مي‎شده، کشف کرد.

“فرزاد فروزانفر” انسان‎شناس، پس از دو ماه تحقيق روي اسکلت کشف‎شده در ارگ تاريخ بم، معتقد است اين نوع تدفين مختص فرهنگ و آداب و رسوم خاص مردم منطقه در اوايل هزاره دوم پيش از ميلاد است.

وي در گفتگو با CHN گفت: «در تحقيقات انجام‎شده روي اسکلت به‌دست آمده از گور، متوجه شديم بالاتنه اسکلت به پشت خوابيده اما زانوها به سمت بالا بوده است.»

فروزانفر با بيان اينکه تاکنون دو نوع تدفين از سوي باستان‎شناسان شناسايي شده بود، اظهار داشت: «اين دو نوع تدفين به اين شکل بوده که يا اسکلت در داخل گور به سمت چپ يا راست خوابيده، يا زانوها در داخل شکم به شکل جنيني جمع شده است. اما در اين مورد اسکلت به پشت خوابيده و زانوها به سمت بالاست.»

انسان‎شناس تيم کاوش‎هاي ارگ بم البته احتمال مي‎دهد که شکل زانوها ممکن است به دليل تغيير و تحولات داخل گور عوض شده باشد.

به گفته فروزان‎فر اسکلت کشف شده مربوط به زني تقريباً ميانسال است و هيچ‎گونه ابزارآلات، مواد غذايي يا اشياي زينتي در گور پيدا نشده است.

وي در پاسخ به اين پرسش که آيا نمونه اين تدفين در قسمت‎هاي ديگر کشور شناسايي شده است، به CHN گفت: «نمونه اين تدفين تنها در شمال کشور يافت شده است. البته تدفين شمال کشور اندکي با اين تدفين تفاوت دارد که احتمال مي‎دهيم اين تفاوت به نوع آداب و رسوم، فرهنگ و طايفه قوم‎ها برمي‎گردد.»

باستان‎شناسان ارگ بم همزمان با کشف اين اسکلت موفق به شناسايي تکه جمجمه‎هايي نيز در اطراف اين گورشده‎اند که هنوز تحقيقات جامع و کاملي از سوي انسان‎شناس تيم کاوش روي آنها صورت نگرفته است.

2- پوبل که اورا پدر راستین ” دستور زبان سومری ” می نامند، میگوید، تلفظ مصّوت اندیشه نگارها مبهم است.

هیس میگوید” فهرست لغات مختلف ninda, nidba و nindaba را بصورت ni-id-ba هجا نویسی کرده اند، آنرا ninda بمعنی ” نان” و ba بمعنی” تقسیم کردن” می دانند. ما دو مفهوم از این کلمه در گویش های شمال خلیج فارس در ذهن داریم . nun da bow بمعنی ” نان پدر مادر” که طبیعتاً مجانی است، دیگری nun-da-wa بمعنی” نان دادن ها” که همان” غذای نذری” یا بخشش غذا است

تصویری از ارابه مرگ و نزدیکان مرده

تعدادی تدفین جنینی همراه با لوازم مرده

————————————————

انواع دیگری از تدفین جنینی از سومر

غسالخانه + لوله کشی و سیستم دفع فاضلاب

تدفین شاه سومری در عمق ۸متری ( در جهان زیرین! )

قبرهای گبری

KINGUNM بازدید : 183 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

 

قبرهای گبری معمولا در نقاط بلند و روبه دره قرار دارند. اکثرآ دارای جنس هستند روی هر قبر با تخته سنگ پوشانده میشده که حتی با یک میلگرد هم میتوان قبر گبری را پیدا کرد….در فقیرترین قبر انان  یک یا دو کاسه سفالی قرار دارد و قشر متوسط و پولدار انان لوازم شخصی انان هم قرار داده میشد مانند زیورالات،خنجر،سپر و در معدودی از انان نسخه گنج مربوط به اموال شخص مرده و در برخی از انان اسب یا قاطر یا سگ شخص هم با او بخاک میسپردند(این اجناس فقط بخاطر اعتقاد مردمان آنزمان به زندگی پس از مرگ بوده)

بالاترین قبر گبری مربوط به موبد و سردار انان میشد که در اول صف قبرها قرار میگرفت و در عمق نسبتآ بالایی نسبت به سایر قبرها میبود و داخل قبر و بیرون زیر خاک اطراف قبر هدایایی قرار میگرفته..در قبرهای گبری بیماریهای مسری وجود دارد که بعد چندهزار سال هم از بین نمیرود..مواظب باشید و با پوشش کار کنید…….

تقسیم بندی غارها و تشخیص طبیعی از دست کند

KINGUNM بازدید : 148 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

 

دوستان بدلیل اینکه در دفینه یابی یک حفار در طی جستجوهای خود ممکن است بارها با غارها مواجه شود لذا باید در مورد غارها و چگونگی تشکیل غارها و تشخیص غارهای طبیعی از دست کند اطلاعات هر چند کم داشته باشد تا کمتر دچار اشتباه گردد.

به طور کلی غار فضای خالی زیرزمینی است با حداقل یک دهانه به خارج از پوسته زمین که هیچ گونه ابعاد خاص و مشخصی ندارد و گاهی در داخل زمین قرار دارد و یا گاهی در دل صخره ها، غارها از نظر تقسیم بندی به دو دسته تقسیم می شوند:

الف – غارهای طبیعی
ب – غارهای مصنوعی (دست کن)

غارهای طبیعی:

1- غارهای بوجود آمده بر اثر نفوذ آبهای اسیدی در لایه های آهکی (که 98% غارهای موجود از این روش بوجود می آیند)
2- غارهای بوجود آمده بر اثر فرسایش امواج
3- غارهای بوجود آمده بر اثر زلزله و چین خوردگی های لایه زمین
4- غارهای آتشفشانی
5- غارهای بادی
6- غارهای یخی

غارهای مصنوعی:

غارهایی که توسط انسان بصورت حفره هایی در دل صخره ها با هدفی خاص بوجود آمده اند.

1- غارهای بوجودآمده بر اثرنفوذ آب اسید دار در لایه آهکی:

غارهای بوجود آمده بر اثر نفوذ آب اسید دار در لایه آهکی به طور کلی بر اثر هوازدگی فیزیکی و عملکرد نیروهای داخلی و سستی سطوح لایه بندی سنگها، شکستگی ها و ترکهایی در بخش های سطحی پوسته زمین بوجود می آید و از نظر ترکیبات شیمیایی بر اثر نفوذ آبهای اسید دار حاصل از ریزش های جوی و حل دی اکسید کربن موجود در هوا  در مسیر ترکها و شکستگی های بوجود آمده در مناطق با جنس کانیهای کربناتی و تداوم جریان آب در آن عمل انحلال کربنات کلسیم غیر محلول بوسیله آب اسید دار صورت می گیرد و بی کربنات کلسیم محلول تولید می شود.آب محتوی بی کربنات کلسیم بنا به قوه جاذبه در مسیر این درز ها جریان می یابد و حاصل انحلال به داخل رودخانه های نزدیک که انتهای شکستگی ها است یا به صورت چشمه ای که در انتهای شکستگی ها است تخلیه می شود و تداوم این عمل طی میلیونها سال و خرد شدن کربنات کلسیم به وسیله آب اسید دار و حمل آن به خارج باعث ایجاد فضای خالی می شود که غار نامیده می شود.

2- غارهایی که بر اثر زلزله و یا چین خوردگی زمین بوجود می آیند:

گاهی توسط زلزله یا بر اثر حرکات و جبنشهای زمین ساختی، شکاف هایی کم و بیش بزرگ در کوهها ایجاد می شوند گاه نیز عمل نفوذ آب در آنها موجب بوجود آمدن استالاکتیت و استالاکمیت و سایر تزئینات اهکی می شود و این غارها از نظر شکل نامنظم بوده و در مواردی داخل شدن به آنها بسیار خطرناک می باشد در این غارها خرده سنگهای اطراف به طور آراسته طبقه بندی نشده و اغلب روی لبه ریزش قرار دارند و هر لحظه امکان فرو افتادن آنها می روند مانند غار (اسپهبد خورشید) در 270 کیلومتری تهران در ناحیه دو آب سواد کوه استان مازندران و بورنیک

3- غارهای بوجود آمده بر اثر فرسایش امواج:

امواج و فشار ناشی از ضربه های موج بر روی لایه های نرم به مرور زمان طولانی می تواند حفره هایی را بوجود بیاورند از این دسته غارها می توان به غارهایی که در بین تشکیلات مرجانی زیر آبی اشاره کرد.

4- غارهای آتشفشانی (لاوا):

در اثر جریان مواد مذاب که از دامنه ها به پایین سرازیرند و زمانی که لایه رویی این گدازه ها بر اثر مجاورت با هوا زودتر سرد می شود، لایه زیری در حال حرکت است در نتیجه بعد از اتمام جریان فاصله هایی مابین لایه رویی و زیرین ایجاد می گردد که البته بخارات آب و گاز نیز در ایجاد فاصله بین این دو لایه دخیل هستند در نتیجه غاری تونلی بوجود خواهد آمد که غاری با دیوارهای صیقلی خواهیم داشت مانند غار ایوب در بخش شهر بابک در جنوب خاوری شهر یزد.

5- غارهای بادی:

این دسته از غارها بر اثر فرسایش تدریجی بوجو می آیند. جریانات هوایی شدید که ما آن را باد می نامیم همراه خود ذرات ریز ماسه و شن را در سرعت های بسیار زیاد بر روی سنگها می کوبد و به تدریج در آن قسمت بر اثر فرسایش و اصطکاک حفره ای ایجاد می گردد که معمولاً نیز زیاد بزرگ نیستند.

6- غارهای یخی:

این دسته از غارها معمولاً در ارتفاعات یافت می شوند و بر اثر جریانات شدید هوای سرد در داخل این غارهای کوچکترین ذرات آب به بلورهای یخ تبدیل می شوند و همیشه دمای آنها زیر صفر می باشد مهمترین این غارها بیشتر در کوههای آلپ یافت می شوند و به غارهای دنا و یخ مراد می شوند اشاره کرد.

غارهای مصنوعی:

غارهای دست کن و یا دست ساز مانند غار قلعه جوق در اراک – غار اسک در جاده هراز – غار کوگان لرستان، این دسته از غارها به صورت مصنوعی و به دست انسان در دل سنگ ها و یا کوه ها کنده شده اند تا مورد بهره بردرای و استفاده قرار گیرد. کلاً این دسته از غارها بر اساس 5 هدف اصلی و یا نیاز ساخته شده اند.البته در بعضی موارد این غارها چند کاربردی نیز بوده اند

1 – زندگی 2- نظامی 3- مذهبی 4- معدن 5.خزانه و دفینه های بزرگ

موقعیت استراتژیکی گوردخمه ها

KINGUNM بازدید : 196 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

 

  موقعیت استراتژیکی گوردخمه ها

گوردخمه ها معمولا بازتاب معماری عصروزمان خود هستند و در تراش آنها سه عامل مورد نظر بوده است:

1- روبروی یک منظره طبیعی تعبیه می شدند

2- روبروی یک جاده مهم شاهی و گذرگاهی مهم تعبیه می شدند

3- نقطه ای که این چنین اثرها در آن خلق می شدند می بایست سنگ کوه یکپارچه و بدون رگه و درز و شکاف ویا کم رگه باشد

قبرهای باز شده _ عکس

KINGUNM بازدید : 189 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

قبرهای پادشاهی، قبرهای اتاقی، قبور صخره ایی ، قشنگ ترین مقبره های باز شده. توجه: این عکس ها بلافاصله پس از باز شدن قبرها گرفته شده است.

 قبرهای باز شده _ عکس

 قبرهای باز شده _ عکس

 قبرهای باز شده _ عکس

 قبرهای باز شده _ عکس

 قبرهای باز شده _ عکس

 قبرهای باز شده _ عکس

 قبرهای باز شده _ عکس

 قبرهای باز شده _ عکس

 قبرهای باز شده _ عکس

تومولوس تماشا…( عکس )

KINGUNM بازدید : 211 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

دفن مردگان اعم از پادشاهان ، شاهزاده ها و سرداران و بزرگان از اهمیت ویژه ایی در تاریخ باستان ایران بویژه در دین زرتشت برخوردار بود برای مردگان خاص که اشاره کردم از تپه ها استفاده می شد .و قبل از مرگ تپه خاص ه شکل هندسی مخصوص داشت و برای این کار مساعد بود مشخص میشد و برای تدفین به همراه اسباب و لوازم آن پادشاه و شاهزاده ها اماده می شد . در بسیاری از تپه ها بیش از چندین نفر از بزرگان دفن هستند و با معماری مارپیچ از قبل جا برای آنها مشخص و اماده می شد. در ذیل چند نمونه از تپه های باستانی و تومولوس را ملاحظه می کنید.

 تومولوس تماشا…( عکس )

حفاری و گاز گرفتگی

KINGUNM بازدید : 175 یکشنبه 28 شهريور 1395 نظرات ()

 

 حفاری و گاز گرفتگی

همانطور که میدانیم مواد خاصیت اکسید شدن یا ترکیب شدن با هم را دارند و یا تشکیل گاز میدهند.این گازها در هر منطقه بسته به نوع موادی که در خاک هست متفاوت هستند.بعضی وقتها هم به طور طبیعی گاز سمی از خاک خروج پیدا میکند.در حین حفاری وقتی حفار دچار سرگیجه ، تهوع یا بیهوشی میشود دلیلی بر وجود بار نیست و فقط خاصیت شیمیایی زمین است.بیشتر مواقع کمبود اکسیژن در زیر زمین و نیز وجود این گازها انسان را دچار تَوَهُم میکنند و این واقعه طبیعی هست. در گذشته هم گفتیم و باز هم تاکید میکنیم گاز طلا هیچگونه رنگ و بویی ندارد و شبیه به گاز سیانور می باشد و بسیار سمی و کشنده است. فقط وجود و تجمع گازهای طبیعی هست که در هر محفظه ای خالی در زیر زمین میتواند وجود داشته باشد.بعضی وقتها این گازهای طبیعی به قدری سمی هستند که باعث کبودی پوست، تاول پوست و بیهوشی و در موارد زیادی هم باعث مرگ حفار شده است. برای مقابله با این پدیده برای بازکردن اتاقک یا محفظه باید ابتدا سوراخ کوچکی حفر و هر چند دقیقه فاصله و کم کم آن سوراخ را باز کنید.استفاده از کپسول اکسیژن در حفاری همیشه الزامیست.کپسول های کوچک کوهنوری در بازار لوازم پزشکی وجود دارد.استفاده از لباس پلاستیکی هم میتواند در این زمینه بسیار مفید باشد.

باستانشناسی مرگ !

KINGUNM بازدید : 334 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

باستان شناسي مرگ !
اشاره : مطالعه تدفين در بررسي هاي مربوط به مردم شناسي و شناخت جوامع ابتدايي و تاريخ تحولات آن بسيار مؤثر است. زيرا در طول تاريخ، مرگ عامل مرموز و ناشناخته اي براي بشر بوده كه تنها راه تجربه و شناخت آن، خواب و خرافه ها، داستانها و افسانه هاي خودساخته مردمان بوده است.
مهمترين مؤلفه اي كه در نوع تدفين نزد ملت ها تأثير مي گذاشت، عقيده به معاد و نگاهي بود كه آنان به مرگ داشتند. در جوامع اوليه تصور روح و روان بسيار مبهم و پيچيده است. بشر، نخستين اجداد و اموات خود را مي پرستيد و اين پرستش نياكان خالي از فكر بقاياي روح نبود. ادامه و باقي مانده اين اعتقادها، يكي از جريانهايي است كه در تدفين هاي تابوتي دخيل بوده است.
از دوره آغاز شهرنشيني به بعد به خصوص در دوران تاريخي ايران پيش از اسلام، ما شاهد ساخت اولين قبرستان هاي منظم هستيم كه نشانگر وجود سازمانهاي اجتماعي در امر تدفين است. در واقع از شروع دوره تاريخي در ايران، تأثير نفوذ اديان تك خدايي بر نوع تدفين ديده مي شود و مشخص ترين پديده آن كم شدن اشياء و آثار تدفين در قبور است كه متأسفانه تاكنون تحقيقات جامعي در اين خصوص انجام نگرفته است.
گونه شناسي تدفين هاي پيش از دوره اسلامي، نشان مي دهد كه روش تدفين معمولاً به دو دسته كلي يعني بدون تابوت و تابوت دار تقسيم مي شود. دسته اول شامل جسدهايي مي شوند كه يا به پشت و طاقباز خوابانده شده اند و يا به حالت جمع شده و نه الزاماً  به صورت جنبي مدفون شده اند. درباره دسته دوم هم بايد گفت كه تابوت ها سفالي و به شكل يك قايق بوده يا تابوت از چندين خمره سفالين به هم چسبيده تشكيل شده است.
هر چند كه براي گفته نويسنده كتاب «ايران، سرزمين جاويد» هيچ سند علمي و باستاني وجود ندارد؛ اما در اين كه مردگان دوران پيش از تاريخ و دوران باستاني در ايران، چنين به خاك سپرده مي شوند؛ شكي نيست.
نوع تدفين در هر سرزمين و در هر دوره تاريخي، همواره نشانگر نوع عقايد، آداب، رسوم، سنت ها و باورهاي يك قوم يا مردم يك سرزمين بوده است. در واقع گورهاي مكشوفه در سايت هاي باستاني همواره مانند دايره المعارفي عظيم براي باستان شناسان به شمار مي رود كه آنان را به كوره راههاي متروكه تاريخ راهنمايي مي كنند و به سؤالات بي شمار آنان جواب مي گويند.
«ايران از نظر تنوع و آثاري كه مربوط به تدفين است، موقعيت بسيار ممتازي دارد.»
«رضا چايچي» كارشناس تاريخ و معاون موزه ملي درباره قبور كشف شده در ايران مي گويد: «درست است كه ايران از نظر تعداد آثار به پاي كشوري مثل مصر نمي رسد، ولي از نظر تنوع آثار و اشياء موقعيت ممتازي دارد.»
وي، اهميت مطالعه تدفين را در شناسايي اعتقادات و عملكرد جوامع باستاني دانسته و اضافه مي كند: مطالعه تدفين در بررسي هاي مربوط به مردم شناسي و شناخت جوامع ابتدايي و تاريخ تحولات آن بسيار مؤثر است. زيرا در طول تاريخ، مرگ عامل مرموز و ناشناخته اي براي بشر بوده كه تنها راه تجربه و شناخت آن، خواب و خرافه ها، داستانها و افسانه هاي خودساخته مردمان بوده است.
«چايچي» كه خود به تازگي كتاب «تدفين تابوتي در ايران باستان» را با كمك «محمدرضا سعيدي هرسيني» منتشر كرده است، درباره اين موضوع مي گويد: «تمام اعتقادات نسبت به مرگ در يك اصل واحد مشترك هستند و آن، يك نوع معاد پس از حيات جاري است. بنابراين ما با توجه به ويژگي هاي موجود در فلات ايران و زمينه هاي جغرافيايي و ارتباط منظم آن با بقيه نقاط، شاهد اعتقادات مختلفي هستيم كه آنها در امر معاد مشترك هستند.»
وي، تنها مدارك به دست آمده از جوامع باستاني را آثار و بقايايي مي داند كه در قبور ديده مي شود و مي افزايد: «به غير از اين، مطالعه تدفين مي تواند كمك شاياني در پيشرفت علم نژادشناسي، شناخت بيماريهاي باستان و پيشرفت علوم تكنولوژي تاريخ هنر ايفا كند. به اين موارد مي توان آگاهي يافتن از نوع رژيم غذايي و نحوه زندگي انسان را نيز اضافه كرد.»
مهمترين مؤلفه  اي كه در نوع تدفين نزد ملت ها تأثير مي  گذاشت، عقيده به معاد و نگاهي بود كه آنان به مرگ داشتند. در جوامع اوليه تصور روح و روان بسيار مبهم و پيچيده است. بشر نخستين، اجداد و اموات خود را مي پرستيد و اين پرستش نياكان خالي از فكر بقاياي روح نبود. ادامه و باقي مانده اين اعتقادات از جريانهايي است كه در تدفين هاي تابوتي دخيل بوده است.

003855.jpg

همانطور كه گفته شد پايدارترين و قوي ترين عبادات يا آيين هاي پرستش نياكان مربوط به مصريان باستان است. اهرام باقي مانده، گواه اين اعتقاد آييني و ديريني هستند. در واقع هيچ ملتي در توجه به ساختن مقابر و موميايي كردن مردگان و ساختن تابوت هاي نفيس به پاي مصريان نمي رسد.
اما چايچي درباره نخستين گونه هاي تدفين در ايران مي گويد: «ساده ترين نوع تدفين در ايران، تدفين گودالي است. يعني به طور بسيار ابتدايي گودالي كنده و با توجه به فضاي گودال، جسد را در درون آن قرار مي دادند. اين نوع تدفين مربوط به دوران آغاز نوسنگي است، يعني۶۰۰۰ سال پيش از ميلاد است كه بقاياي آن در تپه هاي سراب و گوران به دست آمده است.» وي مي افزايد: «با كامل شدن استقرار و ساخت اولين روستاها در ايران، تدفين نيز با معماري و ضرورت هاي آن هماهنگ شد و با مصالح خشتي و گلي، تدفين هايي را ترتيب دادند. نوع بسيار خاصي از اين گونه تدفين در تپه حاجي فيروز در پنج هزار سال پيش از ميلاد شناسايي شده كه به نام تدفين هاي انباره اي يا صندوقي موسوم است.»
اين كارشناس مي گويد: «نوع معماري باستان، همواره در يكي از گوشه هاي اتاق، فضايي را براي نگهداري استخوان هاي مردگان در نظر مي گرفته اند. اين استخوانها نيز معمولاً  به صورت تدفين ثانوي مورد توجه قرار مي گرفته است. تدفيني كه جسد حداقل به طور جزيي قبلاً در محوطه ديگري از گوشت و بافت ماهيچه ها پاك شده و فقط اسكلت باقي مي ماند. در كنار اين محوطه كه در اتاق تعبيه شده، اغلب اجاق وجود دارد كه نشانگر برافروخته شدن آتش يا اجراي مراسم آييني بوده است كه كيفيت آن تا به حال به طور كامل مورد شناسايي قرار نگرفته است.»
چايچي عقيده دارد كه تغيير نحوه معيشت و زندگي بشر بر تغيير نحوه تدفين بي تأثير نبوده است و ادامه مي دهد: «از دوره آغاز شهرنشيني به بعد به خصوص در دوران تاريخي ايران پيش از اسلام، ما شاهد ساخت اولين قبرستان هاي منظم هستيم كه نشانگر وجود سازمانهاي اجتماعي در امر تدفين است. در واقع از شروع دوره تاريخي در ايران تأثير نفوذ اديان تك خدايي بر نوع تدفين ديده مي شود و مشخص ترين پديده آن كم شدن اشياء و آثار تدفين در قبور است كه متأسفانه تا كنون تحقيقات جامعي در اين خصوص انجام نگرفته است.» وي درباره نوع مصالح به كار رفته در نقاط مختلف ايران براي تدفين مي گويد: «در مناطق كوهستاني از همان آغاز نوسنگي استفاده از سنگ در پديده تدفين وجود داشته است كه يكي از جالب ترين انواع تدفين مقبره هاي سنگي و تومولوس در مناطق كوهستاني هستند كه با استفاده از تخته سنگ هاي عظيم ساخته شده اند و نمونه هاي آن را مي  توان در كوهستان هاي طالش مانند آغولر پيدا كرد.» وي اضافه مي كرد: «ايرانيان از نظر هنر و صنعت پيشگامان تاريخ بوده اند و بسياري از آثار بزرگ آنها در تدفين يافت شده است. نمونه آن تابوت هاي فنري و اشياء درون آنها است كه از نظر صنعت فلزكاري در مرتبه بسيار بالايي قرار دارد.»
به طور كلي مناطقي كه در آن آثار بسيار مهمي از تدفين هاي تاريخي يافت شده اند شامل مناطق آذربايجان، منطقه غرب شامل طاق بستان،  كنگاور و سنگ شير همدان، منطقه جنوب غربي يعني هفت تپه، دستوا در شوشتر ، شوش، فارس يعني قبرستان چشمه سار تخت جمشيد و نقاط ديگري چون خليج فارس و جزيره خارك هستند.
چايچي، اشياء موجود در قبور و تدفين هاي باستاني را يكي از جالب ترين شاهكارهاي هنر ايران مي داند كه نمونه آن ظروف طلا و جام هاي نقره و طلاي مارليك است كه از منطقه رودبار گيلان به دست آمده است.
گونه شناسي تدفين هاي پيش از دوره اسلامي نشان مي دهد كه روش تدفين معمولاً به دو دسته كلي يعني بدون تابوت و تابوت دار تقسيم مي شود. دسته اول شامل جسدهايي مي شوند كه يا به پشت و طاقباز خوابانده شده اند و يا به حالت جمع شده و نه الزاماً  به صورت جنبي مدفون شده اند. در باره دسته دوم هم بايد گفت كه تابوت ها سفالي و به شكل يك قايق بوده يا تابوت از چندين خمره سفالين به هم چسبيده تشكيل شده است.
اما مهمترين تابوت هايي كه از دوران مختلف تاريخي پيش از اسلام به دست آمده، شامل تابوت برنزي ارجان،  تابوت برنزي زيويه (لاوك) و تابوت برنزي هخامنشي مي شوند.
تابوت برنزي ارجان در پاييز سال ۱۳۶۱ هنگام خاكبرداري براي عمليات سد سازي، روي رودخانه مارون كشف شد كه در شمال شهر بهبهان در استان خوزستان واقع شده است. طي تحقيقات به عمل آمده مشخص شد كه اين آرامگاه متعلق به كيدين هوتران پسر كوروش از پادشاهان محلي دوره ايلام نو است و به اواخر هزاره دوم تا اوايل هزاره قبل از ميلاد تعلق دارد.
اما متأسفانه از تابوت برنزي زيويه يا لاوك كه متعلق به هزاره اول قبل از ميلاد است اطلاعات چنداني در دست نيست، ولي بنابر مدارك موجود، اين تابوت در نتيجه كشف گنجينه زيويه در سال ۱۹۴۷ در نزديكي شهرستان سقز، در جنوب درياچه اروميه به دست آمد. يك فرضيه آثار متعلق به اين گنجينه متعلق به قبري از يك شاه نيرومند سكايي است.
تابوت برنزي هخامنشي هم طي كاوش هاي هيأت فرانسوي در شوش به سال ۱۹۰۱ ميلادي در قسمت جنوبي بناي آجري متعلق به شوتورك ناهونته، تابوت بزرگي از جنس برنز پيدا كردند كه در جهت شمالي- جنوبي قرار گرفته بود. اين تابوت را به لحاظ تاريخي به اواخر دوره هخامنشي نسبت داده اند، نكته قابل ذكر اين كه اين تابوت از نظر شكل و فرم حدفاصل بين تابوت هاي ايلامي و تابوت هاي پارتي قرار مي گيرد. همين امر نشان مي دهد كه تكامل تابوت در ايران، راه درازي پيموده است. بنابراين انتساب تابوت هاي واني پارتي به منطقه غرب و بويژه بين النهرين صحيح به نظر مي رسد، هر چند نمي توان منكر تأثيرپذيري هنر تابوت سازي پارتي از فلسطين، مصر و منطقه ميان رودان بزرگ، شد.
تابوت هخامنشي كه در فوريه ۱۹۰۱ ميلادي در آكروپول شوش توسط ژاك و هورگان كشف شد، از جهات متعددي داراي ارزش است. در اين تابوت برنزي اسكلتي قرار داشت كه قسمت فوقاني آن سراسر با تزيينات طلايي و سنگ هاي قيمتي پوشيده شده بود. متأسفانه هيچ گونه مدركي دال بر جنسيت جسد موجود نيست و مورگان از جهت اين كه استخوانها كوچك بود و هيچ اسلحه اي درون تابوت وجود نداشت، جسد را يك زن مي دانست،  در حالي كه آرين مورخ يوناني گزارش مي دهد كه جسد كوروش كبير علاوه بر سلاح، از انواع گردن بندها، دستبندها و آويزهايي از جواهرات و طلا پوشيده شده است. همچنين هرودت از تعداد زياد تزيينات زرين سربازان خشايار شاه خبر مي دهد. بنابراين استفاده از جواهرات در ميان مردان و زنان در زمان هخامنشي، هنگام به خاكسپاري معمول بوده است و نحوه انتخاب اين اشياء و پوشاندن مرد با آنها نيز بخشي از مراسم تدفين بوده است.
از جمله اشياء ارزشمند و بي نظير اين تدفين كه از تكنيك ساخت بسيار بالايي برخوردارند، عبارتند از:  كاسه نقره، حلقه باز با نقش دو سر شير از طلا كه با لاجورد فيروزه و صدف تزيين شده يك جفت دستبند از طلا، گردنبند با آويزهايي از طلا و لاجورد و صدف و نوعي عقيق، دو گردنبند طلا سنگ هاي نيمه قيمتي، مهره هايي از جنس آگات، يك جفت گوشواره از جنس طلا، يك جفت دگمه از جنس طلا و ظرف معروف به آلباسترون از جنس مرمر سفيد كه درون تابوت قرار گرفته اند.
اما چايچي درباره آيين و نحوه تدفين در دوره اسلامي مي گويد: «اسلام آيين پرستش نياكان را محدود كرد و سنت  هداياي قبور را به تدريج منسوخ نمود، زيرا اعتقاد اسلام بر اين اصل استوار است كه هر كس فقط نتيجه اعمال خود را به همراه مي برد. در واقع ايران تنها كشوري است كه مذاهب باستاني اش نيز تا اندازه اي با مذهب تك خدايي هماهنگ است. يعني هرگز ايراني ها به اندازه ساير ملل بت پرست نبوده اند و چند خدايي در ايران هرگز رشد فزاينده اي نداشته است. پس از اسلام نيز سنت گذاشتن هدايا در قبور به شكل بسيار محدودتري ادامه داشته كه نشان دهنده تداوم سنت هاي دوران باستان است. البته اين سنت تا جايي اجرا مي شده كه آسيبي به تفكرات اسلامي وارد نكند.»
وي همچنين معتقد است: «منسوخ شدن رسم گذاشتن هدايا در قبور، باعث رشد اقتصادي در دوره هاي اسلامي است،  چرا كه به اين ترتيب ديگر سرمايه عظيمي از طلا و نقره و ديگر اشياء گرانبها مدفون نگشته و در چرخه اقتصادي به گردش در مي آيد.»
وي مي افزايد: «بنابراين مطابق اعتقادات اسلامي كه هر كس حاصل ارزش هاي نيك و بد خويش است و تنها اين اعمال نيك است كه در جهان آخرت مي تواند به او كمك كند، رسم گذاشتن اشياء قيمتي كم كم منسوخ شد و جاي آن را وقف گرفت. تا جايي كه «اتيل هاوزن» ، شرق شناس بزرگ انگليسي مي  گويد: اگر پس از حمله مغول به ايران كه هرج و مرج در ايران فراگير شد و شيرازه حكومت از هم پاشيد و امور اداري بسياري از كشورهاي اسلامي مختل شد، سنت بي نظير وقف و ساختن كاروانسراها و آب انبارها، شيرازه اقتصاد و امور فرهنگي را در اين سرزمين زنده و پابرجا نگاه داشت.»
مردان و زناني بي نام و نشان، در اين خاك خفته اند بي  اين كه هيچ يادگاري از خود بر جاي بگذارند، چرا كه نه شاهزاده بوده اند و نه امير و سردار. ولي اين خاك از حضور آنان بوده كه بر جاي مانده است. آناني كه ما روي آرزوهايشان راه مي رويم و اگر خوب گوش فرا دهيم، مي شنويم تپش هاي قلبشان را كه هنوز نگرانند، نگران سرزميني كه در هر گوشه و كنارش سينه اي پر راز مدفون گشته است.

فرهنگ تدفین

KINGUNM بازدید : 143 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

” فرهنگ تدفین در ملل و ادیان مختلف “

انسان در طول تاریخ اجتماعات به اشکال گوناگون مردگانش را دفن کرده است. شکل‌هایی از تدفین وجود دارد که با هنجارهای فرهنگ ایرانی و اسلامی ما ناهمخوان است. با این حال نباید فراموش کرد که ملت‌هایی هم هستند که فرهنگ تدفین ما را نمی‌پسندند.
در این میان اما مرگ بی‌پرواترین و صریح‌ترین سویه‌ی زندگی و یک واقعیتِ مسلم است. به این جهت یکی از مشکلات انسان‌ها همواره این بوده است که مردگان‌شان را چگونه و کجا دفن
کنند.

در کهن‌ترین شکل تدفین ، جنازه را در حالت جنینی دفن می‌کردند

 

پیشینه‌ی کهن‌ترین گورهایی که تاکنون یافت شده است، به پنجاه هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. در کهن‌ترین شکل تدفین ، در عصر پیشاسنگی جنازه را مانند جنین در شکم مادر به پهلو در یک گور سنگی می‌خواباندند.

تدفین به شکل جنین از یک سو این توهم را ایجاد می‌کرد که جنازه به خواب فرورفته است و از سوی دیگر از امید به بیداری و تولدی دیگر پس از رستاخیز نشان داشت. اجداد ما در آن دوران بسیار دور جنازه‌ی مردگان را طناب‌پیچ می‌کردند. احتمالاً به این دلیل که می‌ترسیدند مردگان زنده شوند و سراغ زندگان بیایند.
مراسم تدفین در فرهنگ‌های کهن که پیشینه‌شان به سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد بسیار اهمیت داشت. گورهایی عظیم به طول دوازده متر که با تخته‌سنگ بنا می‌کردند از اهمیت تدفین در این فرهنگ‌ها نشان دارد.
در این گورها یک‌صد جنازه جا می‌گرفت و روی آن را با خاک می‌پوشاندند. چنین گورهای عظیمی به بناهای باشکوه شباهت داشت و ساختن آن‌ها وقت و هزینه‌ی زیادی می‌طلبید.
در سده‌های میانه، پیش از آغاز دوران روشنگری که همه چیز با افسانه درآمیخته بود، برخی اروپائیان، از جمله آلمانی‌ها اعتقاد داشتند که این گورها را غول‌ها برای خودشان ساخته‌اند.
در یونان قدیم مردگان را در تابوتی از سنگ آهک قرار می‌دادند و این تابوت سنگی را سارکوفاگوس یا «گوشتخوار» می‌خواندند. واژه‌ی تابوت در برخی زبان‌ها مانند آلمانی و فرانسه را بعدها از همین واژه‌ی سارکوفاگ استخراج کردند.
در قرون وسطی گمان می‌بردند که روح انسان در قلب او جای دارد. از این رو برخی پادشاهان و هنرمندان بزرگ وصیت می‌کردند که قلب‌شان را جداگانه دفن کنند. ریچارد شیردل، ناپلئون بناپارت، دانته و شوپن از مشاهیری‌اند که قلب آنان جداگانه دفن شده است.

در کنعان و ایران ، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند

در کنعان و در ایران، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند. در نقش رستم، در سینه‌ی کوه مقبره‌های عظیمی از دوران هخامنشی و ساسانی به یادگار مانده است.
داریوش کبیر، اردشیر، داریوش دوم و خشایارشا را در دل کوه دفن کرده‌اند.
پس از تصلیب مسیح ، جنازه‌ی او روی زمین مانده بود. روایت است که ژوزفِ آریماتئا، از یاران مسیح، گور خود را که در غاری قرار داشت به مسیح بخشید و جنازه‌ی او را در آن غار نهادند. مسیحیان اعتقاد دارند که مسیح، سه روز بعد زنده شد و از این غار به آسمان عروج کرد. این واقعه که در کتاب مقدس آمده است به روایتِ عید پاک شهرت دارد و منشأ مهم‌ترین عید مسیحی‌ست.

حوالی ستودان‌ها، هزاران کلاغ و مراغ لاشه‌خوار در پرواز بودند

مردگان را فقط در خاک یا در دل کوه‌ها دفن نمی‌کردند. در فرهنگ ایرانی – زرتشتی تدفین در هوا مرسوم بود. در این آئین زمین و آتش تبرکی دارد و روح که از بدن انسان بیرون رفت پیکر مرده بسیار پلید و ناپاک است و هر چیز را آلوده می‌کند. به همین جهت مرده را نباید به خاک یا به آتش سپرد.
زرتشتیان از زمان ساسانیان هر جا که بودند دخمه‌هایی می‌ساختند و مرده را به آن‌جا می‌بردند و در هوای آزاد، کنار دیواری می‌نهادند تا مرغان شکاری و حیوانات درنده آن‌ها را بدرند و متلاشی کنند و وقتی که فقط استخوانی از مرده باقی می‌ماند، استخوان او را برمی‌داشتند و در محوطه‌ی کوچکی می‌گذاشتند و به آن «ستودان» می‌گفتند که به روایت استاد فقید، سعید نفیسی مخفف کلمه‌ی استخوان‌دان است.
استاد نفیسی در خاطرات دوران جوانی‌اش از برخی اعتقادات خاص زرتشتیان یاد می‌‌کند. اگر کلاغ یا لاشخور چشم راست مرده را درآورده بود، گمان می‌کردند مرده آمرزیده‌تر است. اگر دست راست زودتر از بدن جدا می‌شد، باز هم مرده آمرزیده‌تر بود. اگر مرده را کنار دیوار دخمه‌ای می‌ایستاندند و تعادل خود را از دست می‌داد و برای مثال به پشت می‌افتاد، آمرزیده‌تر بود تا این که به رو افتاده باشد.
اگر روی پای خود می‌افتاد یا به حال نشستن درمی‌آمد، گمان می‌کردند روح او معذب است. بدتر از همه مرده‌ای بود که سرش از تنش جدا می‌شد. بدیهی‌ست که حوالی این دخمه‌ها همیشه هزاران کلاغ و مرغان لاش‌خوار در پرواز بودند.
در آمریکای شمالی، در فلوریدا قبیله‌ی سمیول از قبایل سرخپوست مردگانش را در تنه‌ی پوک درختان می‌گذاشت تا به تدریج تجزیه شود. برخی قبایل سرخپوست هنگام کوچ از جایی به جایی دیگر مردگان‌شان را روی زمین می‌گذاشتند و به کوچ خود ادامه می‌دادند.
پیش می‌آمد که سالخوردگان این قبایل، وقتی هنگام مرگ‌شان فرامی‌رسید، از قبیله جدا می‌شدند و به کوه می‌زدند و در آرامش و در انزوا می‌مردند. جنازه‌ی آنان در همان محل می‌ماند تا به تدریج تجزیه شود و از بین برود.
تدفین در آب

در تبت، هرگاه زنان باردار و جذامیان می‌مردند، جنازه‌ی آنان را به رود می‌سپردند. وایکینگ‌ها نعش مردگانشان را سوار قایق کوچکی می‌کردند و به آب می‌سپردند. در آلمان اخیراً تدفین در آب مرسوم شده است. در این نوع تدفین جنازه‌ را ابتدا می‌سوزانند و سپس خاکستر آن را در ظرفی قرار می‌دهند که در آب حل می‌شود. ظرف را به آب می‌سپارند.

هندوها و ژرمن‌ها، مرده‌هایشان را می‌سوزاندند

در هندوستان، سوزاندن مرده‌ها مرسوم‌ترین شکل تدفین است. هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح ژرمن‌ها مرده را می‌سوزاندند و خاکستر آن را به همراه اشیای زینتی که از مرده به جای مانده بود، در یک ظرف گلی ساده جمع می‌کردند.

در میان هندوها رسم است که وقتی کسی می‌میرد، اگر دارای فرزند است، پسر ارشد می‌بایست آتش را بیفروزد. هندوها اعتقاد دارند که روح مرده با سوزندان جسم او آزاد می‌شود.

در غرب سوزاندن مرده مرسوم است. خاکستر مرده و برخی حیوانات خانگی را در ظرفی می‌نهند و این ظرف را به خاک می‌سپارند.

در همه‌ی فرهنگ‌ها، تدفین با مذهب درآمیخته است

‌مراسم تدفین از یک سویه‌ی تسلی‌دهنده برای بازماندگان برخوردار است. در زمان رومی‌ها وقتی مرده‌ای در آتش می‌سوخت، بازماندگان از دیدن دودی که از جنازه‌ برمی‌خاست تصور می‌کردند که روح مرده همراه با آن دود به آسمان می‌رود و با این فکر خود را تسلی می‌دادند در حالی‌که بعدها با آمدن مسیحیت و اسلام سوزاندن مرده، نشانگر بی‌احترامی به جسم انسان بود.

بهتر بود که جسم انسان را در کفن بپیچانند یا در تابوت بگذارند و در قبر قرار دهند تا روز رستاخیز فرارسد و معاد اتفاق بیفتد. به همین جهت پس از فراگیر شدن مسیحیت در اروپا، سوزاندن جنازه‌ها که تا پیش از آن مرسوم بود ورافتاد و به همین شکل پس از غلبه‌ی مسلمانان بر ایرانیان نهادن جنازه‌‌ها در دخمه‌ها منسوخ شد.

در قرون وسطی تنها زنانی را که به جادوگری متهم می‌شدند، پس از محاکمه در محاکم تفتیش عقاید با آتش می‌سوزاندند. دلیل می‌آوردند که با این تمهید روح شیطانی و پلید جادوگران همراه با جسم‌شان برای همیشه نابود شود.

با توجه به دگرگونی باورها و آئین‌های تدفین در تاریخ اجتماعات می‌توانیم بگوییم که در همه‌ی فرهنگ‌ها تدفین با مذهب درآمیخته و به همین جهت با تغییر مذهب، آیین تدفین نیز دگرگون می‌شده است.

تدفین در زمانه‌ی ما

مسلمانان و یهودیان با سوزاندن مرده مخالف‌اند. در اسلام و یهودیت می‌بایست مرده را حتماً در خاک دفن کرد. در یهودیت هر گور، تنها به یک جنازه اختصاص دارد.

اما در ایران با افزایش جمعیت، به تدریج از اوایل دهه‌ی پنجاه خورشیدی گورهای دو و سه طبقه به وجود آمد. پیش می‌آید که اعضای یک خانواده را در یک گور سه طبقه قرار دهند. سنگی به نام سنگ لحد هر یک از این طبقات را از هم جدا می‌کند و به هر مرده یک سنگ قبر مجزا تعلق می‌گیرد.

در اسلام و یهودیت، نبش قبر جایز نیست و اصولاً شایسته نیست که آرامش مردگان به هم بخورد. گورستان در این مفهوم یک خانه‌ی ابدی‌ و از برخی لحاظ پندآموز است.
گورستان اهل تسنن، ساده است و پیش می‌آید که گورها بی‌نام و نشان باشند و تنها سنگی ساده بر آن بنهند. در مراکش سنگ قبر را به اندازه‌ی قامت مرده می‌تراشند و جز این هیچ نام و نشانی از مردگان باقی نمی‌گذارند.

اما در فرهنگ ایرانی و اسلامی ، آرامگاه و سنگ قبر اهمیت دارد، چنان‌که بسیاری از آرامگاه‌ها از نظر معماری و بسیاری از سنگ‌ قبرها از نظر خوشنویسی، شاهکارهایی به شمار می‌آیند.
پس از دوران روشنگری در غرب، سوزاندن جنازه‌ها از نو مرسوم شد. کلیسای کاتولیک تا سال‌ها با این نوع تدفین مخالف بود. با این حال در سال ۱۹۶۹ به دلیل کمبود جا ، کلیسا مجبور شد با سوزاندن جنازه موافقت کند.

سوزاندن جنازه و دفن خاکستر آن ، به مراتب ارزان‌تر از تهیه‌ی تابوت و اجاره‌ی یک گور به مدت پنج تا سی سال است. به همین جهت بسیاری از اشخاص در غرب وصیت می‌کنند که بعد از مرگ جنازه‌ی آنان را بسوزانند.

در ایتالیا و در هلند، مرده را الزاماً نمی‌بایست در گورستان دفن کرد. اما در بسباری از کشورها مانند ایران، آلمان و فرانسه، مرده باید حتماً در گورستان دفن شود و برای این کار، بازماندگان به جواز دفن نیاز دارند.

در آلمان تا سال ۲۰۰۳ ‌مرده را حتماً می‌بایست در تابوت بگذارند و دفن کنند. اما در سال ۲۰۰۳ این قانون را برداشتند و اکنون مسلمانان می‌توانند مشروط بر موافقت سازمان گورستان، مرده‌هایشان را در کفن‌ بپیچانند و به خاک بسپرند.

در پايان اين بخش بايد عرض كنم: با توجه به اهميت اين بخش ، از اين پس در نظر داريم تا ، مبحث آيين تدفين (خصوصا در ايران باستان) را بصورت جدي و مستمر دنبال نماييم.
لذا بدينوسيله از تمامي پژوهشگران و استادان عاليقدر و همچنين دوستاران تاريخ و تمدن ايران زمين ، دعوت ميشود تا هر نظر و مطلبي در اينباره دارند را با ذكر دلايل و ارائه مستندات خود ، در قسمت نظرات مخاطبين، اعلام نموده تا با نام و مشخصات خود فرستنده در صفحه اصلي وبلاگ به نمايش گذاشته شود

شناخت علوم باستانی

KINGUNM بازدید : 151 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

شناخت علوم باستاني

در اين قسمت ميخواهم از چيزهايي براتون بگم كه مردم عامي به اين حرفها ميخندند ولي حفاراني كه حتي باري هم از زير خاك در نياورده اند ميدانند كه اين موارد وجود دارد و اتفاق افتاده است.

اول براتون بگم كه در زمانهاي قديم علم خيلي پيشرفت كرده بود و در يك مقطعي از زمان حتي ميتوان گفت در بسياري از موارد از امروز پيشرفته تر بوده است. مثلا در مورد اهرام ثلاثه كه ميدانيم امروزه هم با اين تكنيك پيشرفته نمي توان نظير آن را ساخت يا مجسمه ونوس كه يك پاي آن در جنوب درياي مديترانه بوده و پاي ديگر آن در شمال دريا و اينها اثبات شده است و نمي توان دليلي براي آن آورد يا گفت كه چطور همچين چيزي در آن زمان امكان پذير بوده است كه امروزه نمي توان اين كار را انجام داد و …

شناخت علوم باستاني

در اين قسمت ميخواهم از چيزهايي براتون بگم كه مردم عامي به اين حرفها ميخندند ولي حفاراني كه حتي باري هم از زير خاك در نياورده اند ميدانند كه اين موارد وجود دارد و اتفاق افتاده است.

اول براتون بگم كه در زمانهاي قديم علم خيلي پيشرفت كرده بود و در يك مقطعي از زمان حتي ميتوان گفت در بسياري از موارد از امروز پيشرفته تر بوده است. مثلا در مورد اهرام ثلاثه كه ميدانيم امروزه هم با اين تكنيك پيشرفته نمي توان نظير آن را ساخت يا مجسمه ونوس كه يك پاي آن در جنوب درياي مديترانه بوده و پاي ديگر آن در شمال دريا و اينها اثبات شده است و نمي توان دليلي براي آن آورد يا گفت كه چطور همچين چيزي در آن زمان امكان پذير بوده است كه امروزه نمي توان اين كار را انجام داد.

حالا ميخوام مواردي از آن را كه در ايران اتفاق افتاده است و مردم آن حوالي ديده اند برايتان بگم و بريم جلو تا به نتايج خوبي برسيم.

بعضي از اين مسائل ساعت و زمان خاص دارند و بعضي ديگر به شرايط محيط بستگي دارند. يكي از اين عجايب در درياچه اشتران كوه است كه در اين درياچه پري دريائي دارد كه هر چند سال يكبار نمايان ميشود و بسياري از اهالي منطقه آن را ديده اند .

در درياچه طار ورامين هر چند سال يكبار در يك زمان مشخص در ميان درياچه قصري از زير آب نمايان ميشود و پس از چند دقيقه دوباره به زير آب ميرود و اين قصر را نيز اهالي منطقه ديدهاند و گفته ميشود كه اين قصر در زمان پيشداديان ساخته شده است.

و خيلي از اين موارد كه باور آنها سخت است ولي واقعيت دارد.

اينها را گفتم تا پيش زمينه اي شود براي جمله اي كه مي خواهم بنويسم و آن جمله ، اكسير است.

اكسير هم به معناي كمياب است و در زمانهاي قديم به داروهائي مي گفتند كه هر كدام كار خاصي انجام ميدادند. مانند: اكسير مو ، اكسير دندان ، اكسير چشم ، اكسير شمس و ناياب ترين اكسير كه به آن اكسير اعظم مي گفتند.

اكسير را دانشمندان يوناني و دانشمندان ايراني ساختند و نوعي دارو محسوب مي شد كه البته در دسترس كليه مردم وجود نداشت.

اكسير بيشتر از گياهان و گاهي اوقات چيزهائي از حيوانات هم به آن اضافه مي شده است.

اكسير به صورت دو قلو هست يعني نر و ماده دارد و هر كدام به تنهائي به هيچ دردي نمي خورند و بايد با فرمول دقيق با هم مخلوط شوند تا كارايي داشته باشند.

اكسير اكثرا در شيشه هست و درب آن با ساروج پلمپ گرديده است و اگر كسي آگاهي نداشته باشد و درب آن را باز كند ظرف چند دقيقه فاسد مي شود. و كسي مي تواند از آن استفاده كند كه علم مصرف آن را داشته باشد.

هر نوع از اكسير فقط براي درمان امراض خود ساخته شده است و هيچكدام بدرد كاري جز فرمول خود نمي خورد. مثلا وقتي شما اكسير دندان داريد و بعد از صد سال دندانهايتان ريخته است مي توانيد با مصرف آن دوباره دندان در بياوريد و سالهاي زياد با دندانهاي جديد زندگي كنيد.

اكسير اعظم بزرگترين يافته دانشمندان آن زمان بود كه با داشتن آن ميتوان هيچ وقت به مرگ طبيعي يا مريضي فكر نكرد چون با استفاده از آن انسان نه مريض ميشود نه ميميرد.

افراد زيادي اكسير اعظم را خوردند و عمري طولاني پيدا كردند مانند نمرود كه ششصد سال عمر كرد و باعث مرگش نيز خودش شد وگرنه خيلي بيشتر از اينها عمر ميكرد.

اينطور نيست كه فكر كنيم هر كسي اكسير دارد عمر جاودان ميكند ، بلكه تا وقتي كه اكسير براي خوردن دارد مرگ به سراغش نميآيد.

بعضي وقتها ميبينيم يا ميشنويم كه در يك دهات مردي يا زني عمرش به صدو پنجاه سال رسيد يا بيشتر. همه به اشتباه ميگويند كه چون در دهات و جاي خوش آب و هوا هست و چيزهاي طبيعي مي خورد اينچنين عمري طولاني دارد ولي تا به حال كسي پرسيده است كه چرا بقيه اهالي آن دهات يك چنين عمري ندارند؟؟

دليل عمر طولاني آن مرد خوبي آب و هوا يا خوردن چيزهاي سالم و مقوي نيست.

اين مرد نا خواسته و بدون اينكه خود بداند يكي از مواد تشكيل دهنده اكسير را خورده است. شايد در كوه يا بيابان نوعي علف كه حتي خود نفهميده كه اين گياه در ميان ناهار يا عصرانه آن مرد بوده است. و به اين صورت عمري طولاني يافته است.

مقدار اكسير بسيار محدود است و تعداد انگشت شماري از دانشمندان قديم موفق به ساخت آن شده اند. يكي از اين دانشمندان بزرگ سندوس طبيب بود كه در دربار اردشير دراز دست خدمت ميكرد و روايت است كه هنوز زنده است و پس از فرار از دربار اردشير در جايي بدون اينكه كسي او را بسناسد مشعول زندگي شد.

خيلي ها سعي كردند اكسير تقلبي را در بازار هاي حفاري بفروش برسانند ولي بر عكس اين كه همه فكر ميكنند شناخت اكسير تقلبي بسيار سخت است و مي توانند از اين را شيادي كنند و مردم را گول بزنند ، شناخت اكسير اصل بسيار راحت است و اگر راهش را بلد باشي و كور هم باشي ميتواني تشخيص بدهي كه اين اصل است يا تقلبي.

بعضي ها مي گويند كه اگر اكسير وجود داشته باشد بعد از كشف آن مي توان در آزمايشگاهاي مجهز از روي آن ساخت و ديگر مرگ معني ندارد. در صورتي كه اينطور نيست ، همه ما ميدانيم كه در طول زمان بسياري از حيوانات و گياهان كه در گذشته وجود داشته اند درگر وجود ندارند و نسل آنها از بين رفته است. پس شايد بتوان اكسير را تفكيك كرد و مواد تشكيل دهنده آن را شناخت كه تازه اين هم امكان ندارد ولي بفرض اين كه بشود بايد ديد آيا اين گياهان هنوز هم وجود خارجي دارند يا از بين رفته اند؟ (خدا ميداند).

چگونگی نگهداری اجساد در گذشته: طبیعی ، مومیائی ، شیمیائی

KINGUNM بازدید : 175 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

نگهداری اجساد: طبیعی، مومیائی، شیمیائی


در زمانهای قدیم ایرانیان باستان خاک شناسانی داشتند که از تبحر و علم بالائی برخوردار

بودند و خاکهای مناطق مختلف را برسی میکردند.

     همه ما میدانیم که وقتی کسی از دنیا میرود و او را به خاک می سپارند بعد از چند روز چیزی از بدن آن شخص باقی نمی ماند جز استخوان و به اصطلاح امروزی میگوئیم تجزیه شد. تجزیه شدن کاری است که موجودات در خاک انجام میدهند مثل مورچه یا هر جاندار دیگر که گوشت و کلیه اعضای داخلی انسان را میخورد.

خاک شناسان ایران باستان توانسته بودند خاکهائی را پیدا کنند که به هیچ عنوان موجودات به آن خاکها نزدیک نشوند و …

نسخه و طلسم گنج

KINGUNM بازدید : 164 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

نسخه و طلسم گنج

اکثرا افراد سوالاتی مبنی بر اینکه در محلی مشغول حفاری هستند و یکی از دلایل حفاری هاشون اینه که با یک نسخه حالا یا کپی گرفته شده از روی اصلی یا اینکه الان اصلش در دستشون نیست و دست کسی دیگر است و یا اصلا با در دست داشتن اصل دارند حفاری می کنند ولی هنوز نتیجه نگرفته اند و از بنده در خواست دارند که راهنمایشون کنم ….

اما باید در جواب این دوستان بگم که چه کوپی گرفتن از روی اصل نسخه گنج یا اینکه الان اصلش در دستمان نیست ولی از نزدیک اصلشو دیدم و آدرسو می دونیم کجاست یا اصلا نسخه ی گنج اصلیشو در دست داریم ولی هنوز نتییجه نگرفته ایم چند حالت وجود دارد … «۱» یا نتوانسته اید درست ترجمه کنید . «۲» یا هنوز آدرسه دقیق دفینه رو نتونسته اید پیداکنید و به اشتباه دارید جای دیگرو که مشابه است حفاری می کنید .«۳» یا نسختون اصلی نیست و ساخته ی دست امروزه «۴» یا بارو قبلا کسی دیگه خالی کرده و برده و شما کمی دیر متوجه شده اید که در این مکان گنجی نهفته شده . و… اما قابل توجه همه ی دوستان : نسخه ی گنج در اصل یعنی آدرس محل دقیق قرار گرفتن و آگاه ساختن شخصی که به دنیال گنج بوده از خطر های احتمالی ( یعنی طلسم و تله های مکانیکی ) و خیلی چیز های دیگر که اگر آثار به هم نخورده باشه احتیاجی به دستگاه هم نیست چون که در نسخه عمق و محل دقیق قرار گرفتن دفینه رو اشاره کرده و خیلی چیزهای دیگر …. امیدوارم که با صحبت های پوچ وقت ارزشمند خودشونو سپری نکنند و بیشتر دنبال حقیقت باشند که به هدف نزدیکترشون بکنه .

اکثر افراد ایمیل می فرستند و راه حلی برای باطل کردن طلسم می خوان . سوالم اینجاست که اکثرا افرادی که ایمیل می زند آیا تا به حال طلسم رو از نزدیک دیدند و یا اینکه نقل و قول کسی دیگرو می کنند که جایی مشغول حفاری بودند و با طلسم بر خورند و دست از کار کشیدند و یا اغلب دیدم که مثلا می گن بابامون تعریف کرده که فلان جا طلسم داره و یا فلان کس خواب دیده که فلان جا یه مالی داره و طلسمش مثلا مار است ………..

کسی نیست به این افراد بگه آخه آدمه حسابی شما تا وقتی که با چشم خودت ندیدی چرا بیخودی اراجیف اونارو میگی .؟ من منکر طلسم نیستم اما توصیم اینه تا وقتی طلسم رو با چشمانه خودتون ندیدید و یا توی نسخه نخونید باور نکنید . اکثر این طلسم هایی که بین مردم صحبتش است به مثال اینه که مثلا برای اینکه یک بچه رو از رفتن و یا دست زدن به یک شئی منعش کنید بهش اینطوری می گید که اگر دست بزنی به لولو خورخوره می گم بیاد بخورتد یا از این جور صحبت ها که برای باز داشتند یک نفر ازکاری ……

خیلی وقتها همین افکار پریشان و کذب باعث شده که افراد دست از کار بکشند و کسی دیگه بیاد هدفشونو در بیاره و حالشو ببره در حالی که زحتمشو یکی دیگه کشیده اما به خاطر بی کفایتی فرد این اتفاق افتاده. اما سعی کنید تمام این حرفارو کنار بزارید و به هدفتون بچسبید و دست ازش برندارید . اما تا وقتی که شما با طلسم در نیافتید طلسم هیچ آسیبی به شما نخواهد رسوند در واقع طلسم برای این منظور قرار داده شده که اگر فردی قصد جابه جایی مال رو داشت باهاش مقابله کنه و مانع این کار بشه . و طلسم فقط و فقط به چشم و گوش کسی دیده و شنیده می شه که قصد جابه جایی بار رو داشته باشه . ( هیچ گاه با حرفای دروغ خودتون رو گول نزنید و عمرتونو هدر ندید) .

تدفین مردگان | 09192046008

KINGUNM بازدید : 140 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

تدفین جنینی

مزارها می‌توانند تراکم‌ جمعیت‌ در یک‌ منطقه‌ و نوع‌ زیست‌ آنها در زمان‌های‌ مختلف‌ را مشخص کنند.
شکی‌ نیست‌ که‌ پس‌ از مرگ‌، برای‌ جلوگیری‌ از به‌ وجود آمدن‌ بیماری‌های‌ مختلف‌ جسد متوفی‌ باید به‌ نحوی‌ از بین‌ برده‌ شود. به‌ این‌ علت‌ مکان‌هایی‌ برای‌ از بین‌ بردن‌ جسد به‌ وجود می‌آیند که‌ عمدتا گورستان‌ نام‌ می‌گیرند. نحوه‌ تدفین‌ نشان‌ از فرهنگ‌ و عقاید هر ملتی‌ دارد. مثلا در کشور هندوستان‌ بطور عمده‌ اجساد سوخته‌ می‌شوند، در کشور ژاپن‌ نیز همینطور. در اکثر کشورها، اجساد در داخل‌ زمین‌ دفن‌ می‌شوند. دو روش‌ دفن‌ کردن‌ و سوزاندن‌، روش‌های‌ رایج‌ در از بین‌ بردن‌ اجساد هستند. محل‌هایی‌ که‌ اجساد در آنجا دفن‌ می‌شوند گورستان‌ نام‌ می‌گیرد. این‌ گورستان‌ها معمولا چه‌ در درون‌ شهر و چه‌ بیرون‌ از آن‌، نشان‌ از وجود زندگی‌ در مقطعی‌ خاص‌ دارند. امروزه‌ گورستان‌ در خارج‌ از شهر و در مجاورت‌ آن‌ ساخته‌ می‌شود مانند بهشت‌زهرا که‌ نزدیک‌ شهر تهران‌ برای‌ ساکنان‌ آن‌ ساخته‌ شده‌ است‌. البته‌ مزارهایی‌ نیز به‌ صورت‌ پراکنده‌ در کنار امامزاده‌ها، مثل‌ امامزاده‌ طاهر یا گورستان‌های‌ کوچکتر مانند گورستان‌ ظهیرالدوله‌ یا ابن‌بابویه‌ نیز در داخل‌ شهر دیده‌ می‌شوند که‌ شاید روزگاری‌ در حومه‌ آن‌ قرار داشته‌اند اما به‌ مرور در اثر بزرگ‌ شدن‌ تدریجی‌، در محوطه‌ داخلی‌ شهر قرار گرفته‌اند.
اما وضعیت‌ گورستان‌ در قرون‌ گذشته‌،

سفالگری در ایران باستان

KINGUNM بازدید : 152 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

سفالگری در ایران باستان

کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست هـمانـند قـدیمی تـرین ظروف سفالی کهن که در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است و متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد است.

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/so1.jpg

در شش هزار سال پیش ازمیلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت، درصنعت سفال دیده می شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده ای که با دست حرکت می کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در این صنعت به وجود آورد.

از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگـر در منطقه ای از مشرق ایران تا …

نگاهی دیگر به تدفین های جنینی

KINGUNM بازدید : 174 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

در مجموعه باورهای اساطیری بازگشت به اصل و منشاء پیدایش با معصومیت آغازین از جایگاه ویژه ای برخوردار است. آدمی از آغاز در راه بازگشایی معمای آفرینش کوشیده است، برای او نقطه شروع وجودش، اینکه از کجا آمده و پیش از او محیط پیرامونش چگونه بود، درختان، سنگ ها، آب ها، جنگل، کوه، دریا، آنچه در دسترس او بود و می توانست لمس کند یا پدیده هایی که به چشم می دید و می توانست حس کند. آبی آسمان و شب ها که خورشید ناپدید می شد، اینکه کجا رفت و ستارگان از کجا آمدند و آبی آسمان که قیری سیاه رنگ شد، همه و همه سوالاتی بی پاسخ باقی می ماند!

حیرت او و ذهنی کنجکاو که نمی آسود سبب شد تا در جستجوی پاسخی بر آید، کنجکاوی انسان با پیدایش زبان، و ظهور نخستین واژه ها، این آلات تفکر، تشدید شدو او تنها نبود بیشتر که در توحش با حیوانات که می زیست همسخنی نداشت با برگرفتن میوه ممنوعه از درخت معرفت در شرق، مطلع خورشید چنانچه در افسانه های کتب مقدس آمده است، تکلم آغاز شد. حیوانات از او گریختند اما فراموش نشدند که روزگاری در کنار هم می زیستند، همسخنان او حیوانات ناطقی شدند که چون او، از حالت چهار دست و پایی به دو پایی تغییر کردند، آنان برخاستند و تاریخ اغاز شد

اما نخستین سوال خود او بود! با کنکاش دریافتن پاسخی در خور و قابل پذیرش برای ذهن ابتدایی خود سرچشمه ی ایمان نخستین را یافت، خداوند ظهور کرد خدایی مه آلود که رفته رفته از طبیعت زایید و چون معنایی در جان او شد، پس نخستین گام چنین بود.

تکلم با همسخنان در خلوت تاریک و روشن غارها، احتمالا در کنار یک اجاق با آتشی هدیه شده از آسمان، از آذرخش، راه گشایی تفکر بود، سپیده دم تاریخ فلسفه اگر انسان تنها می بود، معرفتی حاصل نمی شد، یعنی تکلم شکل نمی گرفت و زبان نمی گشود که ” سخن با چون خودی شاید” پس با جملات اغازین، که نشانی از دستوز زبان، منطق و حتی واژگانی انتخابی و به جا نداشت، شروع کرد و چنین بود که خمیره جهان اسطوره ای شکل گرفت.

در نظر برخی از اسطوره پژوهان، اسطوره از نقص یا حتی بیماری زبان زاییده است. آنگاه که منظورش غروب خورشید بود، در بیانش خورشید را پنهان شده در پشت کوه یا فرو شده در دریا توصیف می کرد.

باری – خود او از کجا بود؟!

رفتار جنسی او که میراثی به جا مانده از دوران حیوانی بود و غریزی توجیه می شد، سبب ساز زایش بود. همنوعانی به جمعشان افزوده می شدند که چون خود او بودند، او ازنزدیک شاهد چگونگی زایمان بود. با مشاهده جنس ماده، مادرش یا مادرانی که زایمان می کردند، پس به غریزه کودکان را در آغوش می پروراندند. به تدریج معنای آفریدن در ذهن او شکل گرفت. زایمان، نوزادی ،کودکی ، بلوغ و در آخر همنوعی شبیه خودش. در بسیاری از اساطیر الاولین جنس ماده آفریننده و خدا معرفی شده است. او از شکم برآمده جنس ماده زاییده می شد.

قابل تآمل است که انسان هر چه می دید ،فراموش نمی کرد و در ذهن بی انتهای ناخودآگاه جای می گرفت.تحول در طبیعت، گردش فصول، درختان که از سبزی به زردی می گراییدند ،خشکیده می شدند، می مردند و در زیر برف دفن می شدند، آما با آغاز بهار و گرم شدن دوباره طبیعت دیگر بار جان می گرفتند، می روییدند و سبز می شدند ،بهار، تابستان، پاییز، زمستان و دوباره بهار، و در آن سوی، مشاهده همنوعانی پیرتر که به ناگاه بی تحرک می افتادند و بی جان می نمودند ،دیدار با مرگ و مردگان و در انجام تطبیق این دو زمینه ساز باوری آغازین شدکه او نیز می تواند چون طبیعت پس از مرگ دوباره جان گیرد و زنده شود.

در مجموعه یافته های باستان شناسی کشف قبوری از انسان های نخستین …

تدفین در دوره اشکانی

KINGUNM بازدید : 152 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

 

 

چکیده


عقیده به معاد نگاهی بود که مردم  به مرگ داشتند و  این یک اصل مشترک و  واحد بین همه آدمیان در  تمام دورانها و در سرزمینهای مختلف بوده است .در جوامع اولیه  تصور روح و روان بسیار مبهم  و  پیچیده است . بشر نخستین اجداد  و اموات خود را می پرستیدند و  این پرستش نیاکان خالی از فکر بقایای روح نبود .ادامه و  باقیمانده این باورهای دینی یکی از جریانهایی است که در تدفین های تابوتی  و  خمره ای  و …   دخیل بوده است .

نوع تدفین در هر سرزمین و در  هر دوره  تاریخی همواره  نشانگر نوع عقاید ،آداب ، رسوم ،سنتها  و  باورهای  یک  قوم یا مردم آن سرزمین بوده است مطالعه تدفین در بررسی ها و مطالعات مربوط به مردم شناسی و  شناخت جوامع ابتدایی و  تاریخ تحولات آن بسیار موثر   است.  زیرا در طول تاریخ ، مرگ عامل مرموز و ناشناخته ای برای بشر بوده است که تنها راه شناخت و تجربه آن ، خوابها و خرافه ها ،داستانها  و افسانه های خودساخته  مردمان  بوده است. 


مقدمه:

 تدفین درگذشتگان  بخشی از فرهنگ معنوی یک قوم محسوب می شود .قبل از روی کار آمدن پارتها در  قلمرو سرزمین  ایران شاهد انواع شیوه های تدفین هستیم که از جمله آنها می توان به  شیوه تدفین تابوتی اشاره نمود .از دیگر شیوه های رایج ساخت آرامگاههای سنگی است .که نمونه آن را می توان در   پاسارگاد  و مربوط به کورش بنیانگذار سلسله هخامنش دید .از دیگر شیوه های تدفین دوران هخامنشی می توان به آرامگاههای صخره ای با تابوت های سنگی شاهان در نقش رستم  و تخت جمشید اشاره نمود . با انجام مطالعات گسترده علمی مشخص گردیده است که پارتها نیز از شیوه تدفین تابوتی استفاده نموده اند ،که نمونه آن را در محلهایی چون کنگاور ، سنگ شیر همدان ،جزیره خارک ، دورااراپوس ،اروک ،سلوکیه ، نسا، پالیمر  و… می توان ملاحظه نمود. هنگامی که این قوم در سراسر ایران پراکنده شدند ، ابتدا با شیوه سنتی خود (در دشتهای قره قوم)،مردگان را  با  لباس  و لوازم شخصی و خوراک  در  صخره ها  و  قبور سنگی دفن می نمودند که نمونه این تدفین ها  در مناطقی  چون کنگاور، گرمی germi   می توان مشاهده نمود  به جهت تاثیرات فرهنگ هلنی  در ایران اشکانی شاهد حضور یک رسم یونانی یعنی قرار دادن سکه یا کلید در زیر سر یا دهان مردگان هستیم .در  شهرهای بزرگ و معابد ،مردگان را به سبک دوره ایلامی بر  روی سکوها در دخمه ها ی عمیق می نهادند و  در   کنارشان چراغ روغن سوز  قرار می دادند . ( رومن گیرشمن به  وجود دخمه های زیر زمینی در شوش با همین اشکال اشاره دارد ) (علاوه براین از دخمه ای زیر زمینی با تابوت های مجلل سفالین مربوط به  دوره  اشکانی و  الیمایی در شوشتر استفاده شده است ) علاوه بر تابوت در این دوران از گور خمره های بزرگ  و  کوچک جهت دفن مردگان استفاده شده است .سابقه تدفین گور خمره ای در ایران به هزاره سوم قبل  از میلاد  باز میگردد .که در  تپه گیان نهاوند ،شوش  و هفت تپه و … شاهد دفن کودکان در خمره های کوچک سفالین هستیم .تاکنون دلایل متعددی برای استفاده از  خمره جهت دفن افراد مطرح شده است برخی دلایل، تنگناهای اقتصادی را علت این موضوع عنوان می کنند  و  خمره را جایگزینی برای  تابوت میدانند  ، و  عده ای معتقدند که حفاظت از میراث درگذشتگان   و  جلوگیری از فساد جسد دلیل اساسی این  روش  بوده است . در این مقاله انواع روشهای تدفین اشکانی را  براساس  یافته های باستان شناسی مورد بررسی خواهم داد ، منتظر باشيد.

اطلس تاریخ ایران (گور دخمه های ماد)

KINGUNM بازدید : 209 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

 

گوردخمه مادي فخريكا در نزديكي شهر مهاباد قرار دارد و در دل صخره اي كنده شده است. ورودي آن با دو ستون گرد تزيين شده است و درون مقبره سكوهايي براي گذاشتن نذورات و تعدادي قبر موجود است.بناي آنرا به فرآتيس پدر دياكو شاه ماد نسبت ميدهند.اضلاع داخل دخمه كاملا سنگي هستند و با دقت بالايي زواياي قائمه دارند. ساكنان اين محل دخمه مزبور را محل زندگي فرهاد كوه كن ميدانند . يك سالن به اندازه ايوان اين دخمه درون مقبره قرار دارد كه با دو پله از ايوان جدا شده است. درون اتاق اصلي گور دخمه سه قبر قرار دارد . قبر وسط موازي ايوان و دو قبر كناري عمود بر ايوان كنده شده است. هر يك از اين سه قبر پنجاه سانتيمتر از سطح مقبره پايين تر هستند.

توپ سنگ و سنگ گهواره

KINGUNM بازدید : 161 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

 

توپ سنگ:

اکثر حفاران در کنار قلعه ها این نماد را پیدا میکنند و سریع اقدام به شکستن این آثار میکنند البته به این عنوان  که شاید داخل آن دفینه ای باشد ولی به همین راحتی که فکر میکنند نیست این آثار حالت های مختلف داردو نمیشود گفت حتما برای دفینه کارگذاری شده مگر در شرایطی خاص در صورتی که طبق عکس این علائم روی سنگ حجاری شده باشند معنی دفینه نیست و فقط هنر خود را به نمایش گذاشته اند و نماد قدرت و جنگ آوری  در گذشته بوده است . ولی اگر سنگ به همان صورت گرد و روی آن سوراخی به صورت گرد و به اندازه یک بند و حتی بزرگرتر به صورت گرد و به قطر 10 سانت  بود و در طرفی دیگر جای پنجه دست داشت در این صورت میتوان گفت برای دفینه طراحی و کارگذاری شده اگر سوراخ به صورت چندتایی و حتی تکی بود مقداری اشیاء قیمتی داخل آن نهفته است ولی اگر سوراخ همراه با جای پنجه آدم بود قضیه به طور کل فرق میکند و اینبار دفینه در زیر سنگ وجود دارد و جای پنجه به این منظور است که یعنی باید سنگ را با دست جابجا کنید . که در این صورت دفینه یا به طور مستقیم زیر سنگ است و یا تونلی در زیر سنگ باز میشود که به قلعه نزدیک آن راه دارد که دفینه در زیر قلعه وجود دارد .

سنگ گهواره:

نشانی دیگر در دفینه یابی خیلی ساده و مختصر . این سنگ در بالای تپه ها بیشتر دیده شده و ساختار این سنگ یا با سنگ مخلوط است یا ساروج . اگر  جنس سنگ مخلوط بود دفینه در زیر آن در عمق یک الی سه متری مدفون است ولی اگر ساروج بود دفینه در داخل آن مهرو موم شده سنگ را بشکافید و مال را بردارید .

فرهنگ تدفین در ملل و ادیان مختلف

KINGUNM بازدید : 190 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

” فرهنگ تدفین در ملل و ادیان مختلف “

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/tadfin11.jpg

انسان در طول تاریخ اجتماعات به اشکال گوناگون مردگانش را دفن کرده است. شکل‌هایی از تدفین وجود دارد که با هنجارهای فرهنگ ایرانی واسلامی ما ناهمخوان است. با این حال نباید فراموش کرد که ملت‌هایی هم هستند که فرهنگ تدفین ما را نمی‌پسندند. دراین میان اما مرگ بی‌پرواترین و صریح‌ترین سویه‌ی زندگی و یک واقعیتِ مسلم است. به این جهت یکی از مشکلات انسان‌ها همواره این بوده است که مردگان‌شان را چگونه و کجا دفن کنند.

در کهن‌ترین شکل تدفین ، جنازه را در حالت جنینی دفن می‌کردند پیشینه‌ی کهن‌ترین گورهایی که تاکنون یافت شده است، به پنجاه هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. در کهن‌ترین شکل تدفین ، در عصر پیشاسنگی جنازه را مانند جنین در شکم مادر به پهلو در یک گور سنگی می‌خواباندند.

 تدفین به شکل جنین از یک سو این توهم را ایجاد می‌کرد که جنازه به خواب فرورفته است و از سوی دیگر از امید به بیداری و تولدی دیگر پس از رستاخیز نشان داشت. اجداد ما در آن دوران بسیار دور جنازه‌ی مردگان را طناب‌پیچ می‌کردند. احتمالاً به این دلیل که می‌ترسیدند مردگان زنده شوند و سراغ زندگان بیایند.

مراسم تدفین در فرهنگ‌های کهن که پیشینه‌شان به سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد بسیار اهمیت داشت. گورهایی عظیم به طول دوازده متر که با تخته‌سنگ بنا می‌کردند از اهمیت تدفین در این فرهنگ‌ها نشان دارد.

در این گورها یک‌صد جنازه جا می‌گرفت و روی آن را با خاک می‌پوشاندند. چنین گورهای عظیمی به بناهای باشکوه شباهت داشت و ساختن آن‌ها وقت و هزینه‌ی زیادی می‌طلبید. درسده‌های میانه، پیش از آغاز دوران روشنگری که همه چیز با افسانه درآمیخته بود، برخی اروپائیان، از جمله آلمانی‌ها اعتقاد داشتند که این گورها راغول‌ها برای خودشان ساخته‌اند.
در یونان قدیم مردگان را در تابوتی از سنگ آهک قرار می‌دادند و این تابوت سنگی را سارکوفاگوس یا «گوشتخوار» می‌خواندند. واژه‌ی تابوت در برخی زبان‌ها مانند آلمانی و فرانسه را بعدها از همین واژه‌ی سارکوفاگ استخراج کردند.
در قرون وسطی گمان می‌بردند که روح انسان در قلب او جای دارد. از این رو برخی پادشاهان و هنرمندان بزرگ وصیت می‌کردند که قلب‌شان را جداگانه دفن کنند. ریچارد شیردل، ناپلئون بناپارت، دانته و شوپن از مشاهیری‌اند که قلب آنان
جداگانه دفن شده است.

در کنعان و ایران ، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند در کنعان و در ایران، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند. در نقش رستم، در سینه‌ی کوه مقبره‌های عظیمی از دوران هخامنشی و ساسانی به
یادگار مانده است.
داریوش کبیر، اردشیر، داریوش دوم و خشایارشا را در دل کوه دفن کرده‌اند.پس از تصلیب مسیح ، جنازه‌ی او روی زمین مانده بود. روایت است که ژوزفِ آریماتئا، از یاران مسیح، گور خود را که در غاری قرار داشت به مسیح بخشید و جنازه‌ی او را در آن غار نهادند. مسیحیان اعتقاد دارند که مسیح، سه روز بعد زنده شد و از این غار به آسمان عروج کرد. این واقعه که در کتاب مقدس آمده است به روایتِ عید پاک شهرت دارد و منشأ مهم‌ترین عید مسیحی‌ست.

حوالی ستودان‌ها، هزاران کلاغ و مراغ لاشه‌خوار در پرواز بودند مردگان را فقط در خاک یا در دل کوه‌ها دفن نمی‌کردند. در فرهنگ ایرانی – زرتشتی تدفین در هوا مرسوم بود. در این آئین زمین و آتش تبرکی دارد و روح که از بدن انسان بیرون رفت پیکر مرده بسیار پلید و ناپاک است و هر چیز را آلوده می‌کند. به همین جهت مرده را نباید به خاک یا به آتش سپرد.

    زرتشتیان از زمان ساسانیان هر جا که بودند دخمه‌هایی می‌ساختند و مرده را به آن‌جا
    می‌بردند و در هوای آزاد، کنار دیواری می‌نهادند تا مرغان شکاری و حیوانات
    درنده آن‌ها را بدرند و متلاشی کنند و وقتی که فقط استخوانی از مرده باقی
    می‌ماند، استخوان او را برمی‌داشتند و در محوطه‌ی کوچکی می‌گذاشتند و به آن
    «ستودان» می‌گفتند که به روایت استاد فقید، سعید نفیسی مخفف کلمه‌ی
    استخوان‌دان است.

    استاد نفیسی در خاطرات دوران جوانی‌اش از برخی اعتقادات خاص زرتشتیان یاد
    می‌‌کند. اگر کلاغ یا لاشخور چشم راست مرده را درآورده بود، گمان می‌کردند
    مرده آمرزیده‌تر است. اگر دست راست زودتر از بدن جدا می‌شد، باز هم مرده
    آمرزیده‌تر بود. اگر مرده را کنار دیوار دخمه‌ای می‌ایستاندند و تعادل خود
    را از دست می‌داد و برای مثال به پشت می‌افتاد، آمرزیده‌تر بود تا این که
    به رو افتاده باشد.

    اگر روی پای خود می‌افتاد یا به حال نشستن درمی‌آمد، گمان می‌کردند روح او
    معذب است. بدتر از همه مرده‌ای بود که سرش از تنش جدا می‌شد. بدیهی‌ست که
    حوالی این دخمه‌ها همیشه هزاران کلاغ و مرغان لاش‌خوار در پرواز بودند.

    در آمریکای شمالی، در فلوریدا قبیله‌ی سمیول از قبایل سرخپوست مردگانش را در
    تنه‌ی پوک درختان می‌گذاشت تا به تدریج تجزیه شود. برخی قبایل سرخپوست
    هنگام کوچ از جایی به جایی دیگر مردگان‌شان را روی زمین می‌گذاشتند و به
    کوچ خود ادامه می‌دادند.

    پیش می‌آمد که سالخوردگان این قبایل، وقتی هنگام مرگ‌شان فرامی‌رسید، از قبیله
    جدا می‌شدند و به کوه می‌زدند و در آرامش و در انزوا می‌مردند. جنازه‌ی
    آنان در همان محل می‌ماند تا به تدریج تجزیه شود و از بین برود.

تدفین در آب در تبت، هرگاه زنان باردار و جذامیان می‌مردند، جنازه‌ی آنان را به رود
    می‌سپردند. وایکینگ‌ها نعش مردگانشان را سوار قایق کوچکی می‌کردند و به آب
    می‌سپردند. در آلمان اخیراً تدفین در آب مرسوم شده است. در این نوع تدفین
    جنازه‌ را ابتدا می‌سوزانند و سپس خاکستر آن را در ظرفی قرار می‌دهند که در
    آب حل می‌شود. ظرف را به آب می‌سپارند.

هندوها و ژرمن‌ها، مرده‌هایشان را می‌سوزاندند در هندوستان، سوزاندن مرده‌ها مرسوم‌ترین شکل تدفین است. هزار و پانصد سال
    پیش از میلاد مسیح ژرمن‌ها مرده را می‌سوزاندند و خاکستر آن را به همراه
    اشیای زینتی که از مرده به جای مانده بود، در یک ظرف گلی ساده جمع
    می‌کردند. در میان هندوها رسم است که وقتی کسی می‌میرد، اگر دارای فرزند است، پسر ارشد
    می‌بایست آتش را بیفروزد. هندوها اعتقاد دارند که روح مرده با سوزندان جسم
    او آزاد می‌شود.

    در غرب سوزاندن مرده مرسوم است. خاکستر مرده و برخی حیوانات خانگی را در ظرفی می‌نهند و این ظرف را به خاک می‌سپارند. در همه‌ی فرهنگ‌ها، تدفین با مذهب درآمیخته است

    ‌مراسم تدفین از یک سویه‌ی تسلی‌دهنده برای بازماندگان برخوردار است. در زمان
    رومی‌ها وقتی مرده‌ای در آتش می‌سوخت، بازماندگان از دیدن دودی که از
    جنازه‌ برمی‌خاست تصور می‌کردند که روح مرده همراه با آن دود به آسمان
    می‌رود و با این فکر خود را تسلی می‌دادند در حالی‌که بعدها با آمدن مسیحیت
    و اسلام سوزاندن مرده، نشانگر بی‌احترامی به جسم انسان بود.

    بهتر بود که جسم انسان را در کفن بپیچانند یا در تابوت بگذارند و در قبر قرار دهند تا روز رستاخیز فرارسد و معاد اتفاق بیفتد. به همین جهت پس از فراگیر شدن مسیحیت در اروپا، سوزاندن جنازه‌ها که تا پیش از آن مرسوم بود ورافتاد و به همین شکل پس از غلبه‌ی مسلمانان بر ایرانیان نهادن جنازه‌‌ها در دخمه‌ها منسوخ شد.

    در قرون وسطی تنها زنانی را که به جادوگری متهم می‌شدند، پس از محاکمه در
    محاکم تفتیش عقاید با آتش می‌سوزاندند. دلیل می‌آوردند که با این تمهید روح
    شیطانی و پلید جادوگران همراه با جسم‌شان برای همیشه نابود شود.

    با توجه به دگرگونی باورها و آئین‌های تدفین در تاریخ اجتماعات می‌توانیم
    بگوییم که در همه‌ی فرهنگ‌ها تدفین با مذهب درآمیخته و به همین جهت با
    تغییر مذهب، آیین تدفین نیز دگرگون می‌شده است.

تدفین در زمانه‌ی ما مسلمانان و یهودیان با سوزاندن مرده مخالف‌اند. در اسلام و یهودیت می‌بایست مرده را حتماً در خاک دفن کرد. در یهودیت هر گور، تنها به یک جنازه اختصاص دارد.

    اما در ایران با افزایش جمعیت، به تدریج از اوایل دهه‌ی پنجاه خورشیدی گورهای دو و سه طبقه به وجود آمد. پیش می‌آید که اعضای یک خانواده را در یک گور سه طبقه قرار دهند. سنگی به نام سنگ لحد هر یک از این طبقات را از هم جدا می‌کند و به هر مرده یک سنگ قبر مجزا تعلق می‌گیرد.

    در اسلام و یهودیت، نبش قبر جایز نیست و اصولاً شایسته نیست که آرامش مردگانبه هم بخورد. گورستان در این مفهوم یک خانه‌ی ابدی‌ و از برخی لحاظ پندآموزاست.
    گورستان اهل تسنن، ساده است و پیش می‌آید که گورها بی‌نام و نشان باشند و تنها سنگی ساده بر آن بنهند. در مراکش سنگ قبر را به اندازه‌ی قامت مرده می‌تراشند و جز این هیچ نام و نشانی از مردگان باقی نمی‌گذارند.

اما در فرهنگ ایرانی و اسلامی ، آرامگاه و سنگ قبر اهمیت دارد، چنان‌که بسیاری از آرامگاه‌ها از نظر معماری و بسیاری از سنگ‌ قبرها از نظر خوشنویسی، شاهکارهایی به شمار می‌آیند.
پس از دوران روشنگری در غرب، سوزاندن جنازه‌ها از نو مرسوم شد. کلیسای
کاتولیک تا سال‌ها با این نوع تدفین مخالف بود. با این حال در سال ۱۹۶۹ به دلیل کمبود جا ، کلیسا مجبور شد با سوزاندن جنازه موافقت کند.

سوزاندن جنازه و دفن خاکستر آن ، به مراتب ارزان‌تر از تهیه‌ی تابوت و اجاره‌ی یک گور به مدت پنج تا سی سال است. به همین جهت بسیاری از اشخاص در غرب وصیت می‌کنند که بعد از مرگ جنازه‌ی آنان را بسوزانند.

در ایتالیا و در هلند، مرده را الزاماً نمی‌بایست در گورستان دفن کرد. اما در بسباری از کشورها مانند ایران، آلمان و فرانسه، مرده باید حتماً در گورستان دفن شود و برای این کار، بازماندگان به جواز دفن نیاز دارند.

در آلمان تا سال ۲۰۰۳ ‌مرده را حتماً می‌بایست در تابوت بگذارند و دفن کنند. اما در سال ۲۰۰۳ این قانون را برداشتند و اکنون مسلمانان می‌توانند مشروط بر موافقت سازمان گورستان، مرده‌هایشان را در کفن‌ بپیچانند و به خاک بسپرند.

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/tadfin22.jpg

  در پايان اين بخش بايد عرض كنم: با توجه به اهميت اين بخش ، از اين پس در نظر داريم تا ، مبحث آيين تدفين (آموزش مقدماتی) را بصورت همگانی در وبلاگ آغاز نماییم و با استفاده از تصاویر موارد کشف شده، ذهن دوستان و علاقمندان را برای شرکت در کلاسهای پیشرفته و … آماده تر سازیم.
لذا بدينوسيله از تمامي دانش پژوهان، کاوشگران، علاقمندان و همچنين اساتید اهل فن، دعوت ميشود تا هرگونه نظریه و یا مطلبي خاص در اين مقوله دارند، با ذكر دلايل و ارائه عکس و مستندات خود در بخش نظرات، ما را در این راه هر چه بیشتر یاری نمایند

تبریز از شهرهای باستانی جهان شهری به قدمت ٣۵٠٠ سال

KINGUNM بازدید : 143 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

تبریز از شهرهای باستانی جهان
    شهری به قدمت ٣۵٠٠ سال

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/GOY2.jpg

ایران یکی از مهدهای تمدن خیز جهان باستان محسوب می گردد. این سرزمین به علت قدمت تاریخی و تمدن های موجود آن، اهمیت بسزایی برای فرهنگ بشری دارد. تمدن های ایلام، شهر سوخته، حسنلو،… نمونه ای از تمدن های دیرینه و پربار این منطقه از جهان به شمار می روند که رازهای این تمدن ها به کمک باستان شناسان خارجی و ایرانی تا حدودی برای جهان علم آشکار شده و سعی و کوشش برای شناسایی کامل آنها امروزه نیز ادامه داشته و از مباحث جدی دانشمندان به شمار می رود.
یکی دیگر از این مناطق تاریخی و باستانی ایران، شهر تبریز است که تا این اواخر از قدمت آن اطلاع دقیقی در دست نبود و لذا سخنان ضد و نقیضی در مورد سابقه آن مطرح می شد، اما کشف آثاری از دوران باستان در مرکز این شهر (اطراف گؤی مچید= مسجد کبود) توجه باستان شناسان را به این منطقه از آذربایجان معطوف کرده و این شهر را در رده یکی از قدیمی ترین شهرهای جهان، درآورده است. لازم به تذکر است که قبل از این کشفیات، تاریخ تبریز آن چنان روشن نبود و تنها دلیل بر وجود این شهر در دوره باستان، کتیبه سارگن دوم، پادشاه آشوری ٧١۴) ق.م( و برخی اطلاعات جسته و گریخته بود، اما یافته های گوی مسجد دنیای پررمز و رازی را در مقابل چشم محققان گشوده است. این حفریات که تاکنون در چند مرحله انجام گرفته، منجر به کشف چندین گور باستانی با ابزارهای مختلف در اطراف این مسجد تاریخی گردیده است. در این زمینه دکتر نوبری استاد دانشگاه تربیت مدرس تهران و سرپرست گروه باستان شناسی مستقر در اطراف (مسجد کبود) در پایان مرحله دوم حفریات به خبرنگار روزنامه همشهری مورخه دوشنبه ٢۵ مهر ١٣٧٩ می گوید: از سال گذشته [١٣٧٨] تاکنون ۴٧ قبر متعلق به هزاره اول پیش از میلاد در محوطه ای به وسعت ٢٠٠ متر مربع مورد کاوش قرار گرفته است، از این گورها مواد فرهنگی گوناگون از جمله ظروف سفالی خاکستری و نخودی، اشیائ مفرغی، وسایل تزئینی نظیر سنجاق سر، النگو و… به دست آمده که برخی از آنها در زمره آثار منحصر به فردی می باشد که تاکنون در هیچ کجای ایران یافت نشده است.
در مورد هویت صاحبان این تمدن کهن، یکی از کارشناسان باستان شناسی مستقر در اطراف گوی مسجد در مصاحبه با روزنامه رسالت )مورخه شنبه ١ خرداد، ١٣٧٨ ویژه نامه آذربایجان شرقی…( معتقد است که وجود سفال نخودی در کنار اجساد نشان دهنده این نکته است که فرهنگ بومی منطقه و صنعت آن دوران مبتنی بر همین نوع سفال بوده است اما بومیان منطقه چه کسانی بودند؟ به منظور بررسي زبان آذربايجان در طول تاريخ، در ابتدا به بررسي تاريخ اقوام و حكومتهايي كه در زمان های قبل از ورود آریاها در آذربايجان بوده‌اند مي‌پردازيم. در مورد ملتهايي كه قبلاً در آذربايجان زيسته‌اند مي‌توان به سومئرها، ايلاميها، هوري‌ها، آراتتاها، كاسسي‌ها، قوتتي‌ها، لولوبي‌ها، اورارتوها، ايشغوزها (ايسكيت‌ها)، مانناها، گيلزان‌ها، كاسپی ها و … اشاره كرد كه زبان تمامي آنها التصاقي و جزو خانوادة زبانهاي تركي بوده است
در مورد اقوام و بومیان منطقه در دوران باستان، دکتر زرین کوب در کتاب تاریخ در ترازو ص ١٧٠ می نویسد: تاریخ ایران از عهد کوروش و حتی دیاکو آغاز نمی شود و نه حتی از عهد ورود آریاها به فلات و یا دوران جدایی ایرانی ها از هندی ها، گذشته از تاریخ خود آریاهای ایران، تاریخ اقوام و نژادهایی هم که قبل از مهاجرت آریاها در این سرزمین فلات گونه می زیسته اند، امروز از پرتو کلنگ معجزه گر باستان شناسان مکشوف است… آنچه در سیلک و حسنلو (در آذربایجان) نیز به دست آمده است ادامه این تمدن های بدوی و کهنسال را در زمان های قبل از ورود آریاها نشان می دهد. لازم به ذکر است که در دوران باستان، دولت هایی نظیر اورارتو و مانا در منطقه آذربایجان حضور داشته اند.از مسایل قابل تامل در مورد این بومیان منطقه، باور و اعتقادات این اقوام باستانی آذربایجان است و آن اعتقاد به حیات مجدد پس از مرگ است، زیرا طرز قرار گرفتن اجساد به شکل چمباتمه ای، با نحوه استقرار جنینی در شکم مادر، که در این حفریات به دست آمده، حکایت از آن دارد که ساکنان باستانی تبریز، معتقد به حیات دوباره بعد از مرگ بوده اند که ظروف همراه با غذا در کنار این اجساد، تایید کننده این نظر است.

https://sites.google.com/site/azturkoglu/fay/GOY.jpg
خرابه های گوی مچید(مسجد کبود) اثر ژول تورنس کنسول گل(فرانسه)در تبریز 1824

باستان شناسان در عمقی نزدیک به ١٠ متر پائین تر از سطح خیابان به ٨٨ گور باستانی دست یافتند. تمامی اسکلت های این قبور به صورت جنینی با چمباتمه ای در جهت شرق به غرب دفن شده بود و بالاخره این که سرپرست حفاری در مصاحبه با یکی از روزنامه های محلی از پایان یافتن چهارمین فصل کاوش در اطراف این مسجد باستانی خبر داده در مورد کشفیات جدید به مقدار زیادی اشیای مفرغی، استخوانی و نیز سفال که از کاوش قبور به دست آمده، اشاره کرده و اعلام می کند که هنوز آثار زیادی در محوطه مسجد کبود نهفته است که امید می رود در فصل های بعدی کاوش ها، از دل خاک بیرون آورده شود. به هرحال حفریات باستان شناسی مسجد کبود نشان می دهد که تبریز یکی از شهرهای تاریخی جهان است، شهری که به علت عدم کاوش های علمی، تا این اواخر قدمت آن زیاد روشن نبود، لذا راجع به آن افسانه سرایی های زیادی می شد. امید است که با تلاش های بی وقفه مسئولین امر، این حفریات شتاب بیشتری بیابد و در نقاط دیگر این شهر تاریخی نیز، عملیات باستان شناسی انجام گیرد تا قدمت این شهر باستانی و اسرار تمدن آن به طور علمی و دقیق برای جهان علم آشکار شود.

قبرها

KINGUNM بازدید : 172 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

قبرها

قبرهای حفره‌ای ساده

این نوع قبور به طرز خیلی ساده در داخل خاک کنده شده، دفن شده که دارای هیچگونه بافت معماری خاصی نیستند و فقط با خاکبرداری از زمین به شکل قبر در آمده اند . در این نوع قبور نخست حفره‌ای را که کمی یش از طول و عرض بدن انسان بوده می‌کندند و مرده را داخل حفرهٔ کنده شده قرار می‌دادند و روی آن را با تیرهای چوبی، شاخ و برگ درختان پوشانیده و سپس روی آن را خاک می ریختند . معمولاً خاک دستی ( خاک نوبت دوم ) را خاک رس بسیار نرم که با خاک زمین‌های اطراف قبر تفاوتی اساسی دارد، تشکیل می‌دهد . دربارهٔ جنسیت افراد به خاک سپرده شده در این قبور می‌توان اظهار داشت که در این قبور جنسیت‌های مختلف اعم از زن، مرد و کودک دفن شده اند . مردگان را در این قبور گاهی به پهلوی راست و گاهی به پهلوی چپ و گاهی به صورت چمباتمه خوابانیده اند . در تپه حصار III مردگان را در یک یا چند لباس پیچانیده اند که این از بقایای پارچه‌ها در قبرستان این تپه مشهود است . وجود قبرهای زیاد در تپه شمالی حصار نشان می‌دهد که بیشتر مردم برای دفن اجساد، مرده‌ها را در محلی خاص دفن می‌کردند .

قبرهای خمره‌ای

در این نوع قبور، مردگان را در خمره‌هایی قرار می‌دادند . بیشتر محققین معتقدند که نوع تدفین ارتباط نزدیکی با وضعیت جنین در داخل رحم مادر دارد؛ یعنی همان طور که انسان در رحم مادر قرار گرفته، پس از مرگ نیز به همان حالت به خاک سپرده می‌شود . این نوع تدفین گویای فلسفه ی مرگ و زندگی است؛ تولدی نو، بدین معنی که همین جسم با این اعتقاد زندگی جدید را شروع کرده است و حیات دوباره در جهان دیگر خواهد داشت . به همین منظور ابزارکاری که او به طور کلی که به هنگام حیات با آنها سروکار داشته

قبور حفره‌ای با پوشش سنگی

این قبور همانند قبور حفره‌ای ساده با خاکبرداری از زمین شکل گرفته و دارای بافت معماری خاصی نیستند و اندازهٔ آنها هم به قامت انسان که دفن می‌شود، بستگی دارد . در اطراف این قبور و روی آنها تخته سنگهایی قرار می‌دادند و مرده را به صورت چمباتمه و از پهلو به طرف جهات اصلی می خوابانیده اند . آنان با این کار می خواستند آرامگاهی نظیر خانه‌های جهان زندگان به مردگان بدهند . گاهی هم دیواره‌ها و با کف قبر را سنگ فرش می‌کردند که نشانهٔ فرد از مقام در اجتماع ( در زمان حیاتش ) بوده است . گاهی هم از این قبور به عنوان قبرهای خانوادگی استفاده می‌کردند به این ترتیب که گاهی مرده اول را با لایه‌ای از خاک می پوشانیدند و مرده دوم را قرار می‌دادند و گاهی هم وسایل درون گور و استخوانهای مرده اول در گوشه‌ای از قبر جمع کرده و مرده دوم را قرار می‌دادند .

روش تدفین مردگان در عصر آهن

KINGUNM بازدید : 176 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

تقریباً در تمام قبرها پاهای مردگان خم و یکی از دستها به طرف دهان آورده شده، از این رو معلوم می‌شود عقیدهٔ این مردم چنین بوده که انسان پس از مرگ از بین نرفته و همچنین قرار دادن ظروف، اغذیه و جواهرات اشاره‌ای به زندگی ماوراء زمینی باشد . در طبقه اول تپه حصار، مردگان را به سمت مشرق، جایی که خورشید طلوع می‌کند، دفن می‌کردند . این نشانگر این است که خورشید و آفتاب مورد توجه آنان بودده است . اما صورت مردگان به یک طرف نبوده، به نظر می‌آید که در هر زمانی از روز که می خواستند مرده را دفن کنند، بدنش را به سمت مصرق و صورتش را به سمت جایی که افتاب در آن لحظه آنجا بوده است، قرار می‌دادند . به طور کلی مردگان را به سه شکل دفن می‌کردند :

1. دفن مردگان به پهلوی چپ : این روش تدفین که تقریباً نیمی از تدفین را در فلات مرکزی به خود اختصاص داده است، شامل سه حالت « خم شده » ، « جمع شده » و « چمباتمه » است . در حالت « خم شده »، تنها دستان مرده ( گاهی یک دست ) را به طرف دهان و سر او قرار داده و او را دفن می‌کنند . در نوع دیگر یعنی در حالت « جمع شده »، همچنان که دستان به طرف دهان و سر جمع شده اند، زانوهایشان هم کمی خم شده اند . اما در حالت « چمباتمه » که به « جمع شده کامل » و « تدفین جنینی » هم معروف است، دستها و پاها کاملاً جمع شده اند، درست همانند جنینی در رحم مادر ( دربارهٔ علت آن در گذشته بحث شد )، به همین دلیل هم به تدفین جنینی معروف گشته است . باید دقت داشت که این نوع تدفین تنها در قبور خمره‌ای رسم نیست و گاهی در قبور حفره‌ای هم دیده شده است .

2. دفن مردگان به پهلوی راست : این نوع تدفین که خیلی کم در فلات مرکزی ایران رایج بوده است، بیشتر در تپه حصار III مشاهده شده است . در این نوع تدفین حالت دستها معیار خاصی ندارند، گاهی بروی شکم، نزدیک زانوها و گاهی به سمت کوزه‌ها و ظرف‌های دفن شده همراه گور دیده شده است . هنوز اطلاعات دقیقی از علت تمایز این دو نوع تدفین که نوع دوم بیشتر در حصار و در جاهای دیگر کمتر دیده شده، منتشر نشده است .

3. دفن مردگان به حالت طاقباز : در این نوع تدفین که به ندرت و حتی کمتر از نوع دوم در فلات مرکزی مشاهده شده، تقریباً بر سه نوع است : طاقباز با پاهای جمع شده به حالت چمباتمه، طاقباز با پاهای به حالت نشسته و طاقباز با پاهای روی هم انداخته شده، تنها چند نمونهٔ انگشت شمار از این نوع تدفین گزارش شده که ان هم در تپه حصار دامغان می‌باشد . ما در اینجا به بعضی از خصوصیات اولین قبر اشاره می کنیم . در اولین نمونه مرده به پشت یا طاقباز دفن شده است، دستها روی سینه و پاها روی هم افتاده است که متعلق به یک مرد بالغ است . در بعضی از این موارد یافت شده هم یکی از دستها زیر چانه قرار داشته است .

انواع قبور

KINGUNM بازدید : 158 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

 

از بهترین جای آن شروع میکنیم که گورستان گبریان است.

خیلی از مردم عقیده دارند که قبرستان گبریان متعلق به کافران است ولی این موضوع درست نیست.

گبر یعنی غیر مسلمان و به کسانی که غیر مسلمان بوده اند بی دین گفته نمیشود. گبریان دین زردتشت داشتند.

حال میخواهیم ببینیم که قبرهای دوران قبل از اسلام به چه شکلی بوده اند و نوع دفن کردن اجساد به چه صورت بوده است. در زمان پیش از اسلام قبر زنها گرد و مدور بوده است و قبر مردها به صورت مستطیل بوده و قبر بچه ها به صورت مثلث بوده است. بعضی ها را نیز در خمره میگذاشتند.

در تمام قبرهای گبری حداقل یک کاسه آب و یک کاسه غذا گذاسته میشده است که کسی که میمیرد از گشنگی و تشنگی عذاب نکشد.

در بسیاری از قبرهای گبری لوازم مورد نیاز فرد نیز گذاشته میشده است که بستگی به پول داری یا بی پول بودن مرده است. مردگان پول دار ظروف طلا و اجناسی مانند شمشیر زره وخیلی چیزهای دیگر به همراه دارند ولی مردگان بی پول و بی بضاعت اموال کمتری با خود به همراه دارند یا اموال آنها از فلزات ارزشمند نیست.

نوع دیگر قبرها قبر پیغمبری است که اگر شما آن را بشکافید هیچ چیزی درون آن یافت نمیشود نه جنازه نه اموال. این قبرها چند پوش هستند و تازه از قبر راهی دارد برای جایی دیگر که جنازه و اموال آن در آنجا هست.

قبرهایی نیز وجود دارد که به صورت ایستاده است. این قبرها متعلق به یک سری از ایرانیان است که معتقد بودند آنها را باید ایستاده به خاک سپرد.

بسیاری از خلاف کاران را نیز به صورت ایستاده در میان دیوارهای قلعه ها و جاهای دیگر زنده به گور میکردند که خود اینها به نوعی قبر ایستاده تبدیل شده است.

بعضی از قبرها به صورت کشویی است که مربوط به رومیان است که در ایران با آئین خودشان دفن شده اند.

یک نوع قبر هم داریم که به آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.

جنازه قبرهای خمره ای همیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند و دفن میکردند.

وقتی در جنگها جنگجویان میمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفن میکردندکه نمونه این قبرستان در چهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجود میباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانی شکست خورد و بیست و هفت هزار کشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شده بودند.

کشف خطوط و علائم ترکی در سنگ‌نگاره‌های تیمره

KINGUNM بازدید : 186 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

با کشف خطوط و علائم تُرکی در تیمره، خردادماه محققان مرکز مطالعاتی ترکیه برای بررسی این خطوط به این منطقه سفر می‌کنند.

کینگ فلزیاب

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، محمد ناصری‌فرد پژوهشگر و مدرس دانشگاه به ایسنا گفت: از کشف نمونه‌ها و علائم خطی تُرکی در تیمره خمین خبر داد و گفت: این تصاویر علائم خط ترکی باستان است که ردپای آن تا سیبری کشیده شده است.

وی با اشاره به فراوانی این خطوط در این منطقه باستانی، در خصوص قدمت آنها گفت: این خط مربوط به 2500 سال قبل از میلاد مسیح است. شکلی که ترک‌ها آن را بر روی نان‌های خود نقش زده و آن نان را نان همای سعادت می‌نامیدند و معتقد بودند که با خوردن آن سعادت خواهند یافت. در حال حاضر نیز در ترکیه هنوز این نقوش استفاده می‌شود و حتی در مغولستان این نقش را که به مانند حرف Y با دو خط افقی در زیر آن است به عنوان سعادت و خوش‌رکاب بودن بر اسب‌ها داغ می‌زنند.

این پژوهشگر ایران باستان با بیان اینکه این خطوط را می‌توان در جنوب شرق عربستان در کتیبه‌های بلقیس مربوط به قوم سبا دید، اظهار داشت: منطقه تیمره گنجینه‌ای از آثاری است که در کشورهای آسیانه میانه و یمن وجود دارد و باستان‌شناسان خط عربی این خطوط را ریشه خط کوفی و عربی باستان می‌دانند و بیش از صدها مورد از این خطوط که مربوط به هزار دوم تا پنجم است را به فراوانی در بوم‌ها، دیوارها، کوه‌ها و دره‌های تیمره می‌توان دید.

وی تصریح کرد: این خطوط برای اولین بار در این منطقه کشف شده است و برخی از باستان‌شناسان قدمت آن را قبل از تمدن ایلام می‌دانند و برخی نیز آن را مربوط به دوره کاسی‌ها می‌دانند که بعدها از فلات ایران به بین‌النهرین کوچ کردند.

نویسنده کتاب “موزه‌های سنگی، هنرهای صخره‌ای” با اشاره به اینکه در خردادماه برخی از محققان مرکز مطالعاتی ترکیه برای بررسی این خطوط و علائم به منطقه تیمره سفر خواهند کرد، افزود: این خطوط قطعاً می‌تواند ردپایی برای محققان کشورهای آسیایی باشد و علاوه بر آن اسرار بسیاری را از گذشتگان و تاریخ ایران روشن می‌کند و مسلماً تصویر دیگری را از ایران برای جهان به نمایش خواهد گذاشت.

 

اندازه های اندازه گیری درازا / واحدهای اندازه گیری طول

KINGUNM بازدید : 268 شنبه 27 شهريور 1395 نظرات ()

 

 

اندازه های اندازه گیری درازا

(واحدهای اندازه گیری طول)

چگونه اندازه / واحدهای اندازه گیری درازا پدید آمدند؟

 دوستان در بعضی مواقع در پیدا کردن علایم یا در حفاری به مشکل بر میخورند  و زود نا امید می شوند که این مشکل ناشی از اختلاف متراژهاست .عزیزان زیاد روی متراژ ها در پیدا کردن علایم و یا حفاری  تکیه نکنید.ببینید خیلی ساده است واحدهای اندازه گیری در باستان از نظر نام  در بین انسانها امپراطوری ها و قومها یکی بوده  اما از نظر مقیاس اختلاف کمی با هم دارند که در بعضی مواقع جمع این اختلاف ها باعث اختلافات فاحشی می شود. بخش بزرگی از این اختلاف ها ناشی از استخوان بندی انسانها در دوره های مختلف است مثلا گز و یا عرش مربوط به اندازه گیری با دست و پاها هستند. مطمنا گذشتگان ما از نظر بدنی نسبت به انسانهای عصر حاضر قوی بنیه و قوی هیکل تر بوده اند.پس سعی کنید اگر متراژ شما مثلا یک زراع (بین 90 سانت تا یک 1 مترو 4 سانت) بود شما حد وسط آن که 97 سانت را در نظر بگیرید تا گمراه نشوید. در پایین مطلب بسیار جامعی در این رابطه در یکی از وبلاگ ها  مشاهده کردم که برای عزیزان علاقه مند در اینجا قرار می دهم…

در زمان های خیلی دور، انسان از اندازه قسمت های مختلف بدنش برای اندازه گیری استفاده می کرد.

 

کینگ فلزیاب

اندازه گیری با قدم

انسان از قدم هایش برای اندازه گیری مزرعه استفاده می کرد.

 

کینگ فلزیاب

اندازه گیری با پا

برای اندازه گیری چیزهای کوچکتر هم از کف پاهایش استفاده می کرد. مانند اندازه گیری پوست خرس.

کینگ فلزیاب

اندازه گیری با دست (اَرَج / ارش)

برای اندازه گیری چیزهای بزرگتر، از فاصله بین آرنج تا انگشتانش استفاده کرده و این اندازه را اَرَج یا ارَش نامید.

 

کینگ فلزیاب

اندازه گیری با کف دست (وجب)

اما گاهی برای اندازه گیری بعضی چیزها یک اندازه / مقیاس به تنهایی کافی نبود؛ از این رو، انسان مجبور بود تا آنجا که می توانست با ارَج، و مقدار باقیمانده را با وَجَب اندازه گیری کند.

کینگ فلزیاب

اندازه گیری با اندازه های ارَج و وجب

مانند اینکه وقتی می خواست یک تنه درخت را اندازه گیری کند، هم از ارَج و هم از وجَب استفاده می کرد.

کینگ فلزیاب

اندازه گیری با اندازه چهار انگشت

بعضی چیزها از یک وجب هم کوچکتر بودند. انسان برای اندازه گیری آنها از چهار انگشت استفاده می کرد.

برای اندازه گیری چیزهایی حتی از این هم کوچکتر، از اندازه عرض انگشتانش استفاده کرد و آن را انگشت نام نهاد.

در ایران، واحد کوچکی به نام بند انگشت هم به کار می رفته است.

 

چگونه واحدهای اندازه گیری یکسان درازا به وجود آمدند؟

 

انسان برای انجام کارهای بازرگانی و هر گونه مبادله نیز با اندازه قسمت های مختلف بدنش چیزها را اندازه گیری می کرد.

این امر باعث می شد که اندازه ها، گاهی کم و گاهی زیاد، و بطور کلی در هر هر بار اندازه گیری، اندازه های متفاوتی به دست می آمد.

مانند اینکه کسی می خواست پوست خرسی بخرد که درازایش 6 پا باشد.

کینگ فلزیاب

اما از آنجا که قد انسان ها متفاوت بود، اندازه پاهایشان هم با هم فرق داشت و همه به یک اندازه نبود،

 

کینگ فلزیاب

درازی ۶ پا می توانست به اندازه نمای بالا، یا به اندازه نمای زیر باشد.

کینگ فلزیاب

 

بنابراین انسان ها به اندازه / واحدهای یکسان و ثابت نیاز داشتند که امروز واحد یا مقیاس استاندارد / اندازه معیار نامیده می شود.

فلزیاب تصویری هوکر HOKER طلایاب 09192046008

KINGUNM بازدید : 534 چهارشنبه 24 شهريور 1395 نظرات ()

فلزیاب تصویری هوکر HOKER طلایاب 09192046008| طلایاب تصویری هوکر HOKER طلایاب 09192046008| گنج یاب تصویری هوکر HOKER طلایاب 09192046008

 http://felezup.ir/uploads/1473840763241.jpg

یکی از بهترین های صنعت فلزیاب در چند سال اخیر این دستگاه فلزیاب هوکر اف ۵ میباشد

فلزیاب طلایاب با سیستم یک پارچه

بی شک کارایی و عملکرد این دستگاه باعث موفقیت اپراتور های آن شده به دلیل سیستم یکپارچه آن که باعث میشود که اپراتور به راحتی در تمامی مناطق بتواند بهترین استفاده را از دستگاه ببرد . اپراتور با هوکر میتواند در

مناطق کوهستانی از لوپ ۴۵ دابل به دلیل نفوذ بهتر استفاده کند و در مناطق جنگلی از دیگر لوپ دستگاه و غارها از لیزر حرارتی و برای پیدا کردن هدف یا حفره یا نفوذ از ساروج و سنگ از

سیستم اسکن استفاده کند . بله سیستم یکپارچه هوکر اف ۵ یعنی همه امکانات در یک دستگاه  .فلزیاب طلایاب هوکر اف ۵

امکانات و ویژگی های هوکر اف 5 - پرو

  • شعاع کاوش ۸۰۰ متر
  • عمق اسکن ۱۶ متر در عالی ترین شرایط
  • قابلیت شعاع زنی و ردیابی دقیق هدف در اعماق وشعاع ههای مختلف
  • قابلیت تفکیک فلزات و غیر فلزات
  • نشانگر  در صد برای کشف فلزات قدیمی
  • اسکن و ویراش تصاویر به صورت ۳ بعدی در لب تاب و ذخیره آن
  • قدرت بالانس کردن و حذف ذرات در مناطق آلوده
  • (شوره زار .مرطوب .نمکی .آهکی . و…)
  • هماهنگی و بالانس شدن با زمین های مختلف
  • (کوهستانی . جنگلی . ساحلی .کشاورزی )
  • کاوش دقیق در زمینهای سخت (ساروج )
  • قابلیت شارژ باطری .۸ ساعت کار مداوم
  • نشانگر تغیرات سیگنالی به صورت صوتی و عددی و دیتا
  • قابلیت نسب و ارتقا به سیستم سنسور اسکنر
  • سیستم شعاع زن و آنتنی  که از قدرت بالانس بالای محیط برخوردار هستند و با محیط سریع سازگار و جیوه آن به سرعت اکتیو میشوند
  •   لوپهای دابل با پردازش منظم و دقیق جهت دریافت اطلاعات و پردازش بون خطا
  • ۱سال گارنتی و ۵ سال خدمات پس از فروش
  • کتابچه های راهنمای به زبان فارسی
  • لوازم حمل و نقل وبرای راحتی اپراتور
  • ۱۲ ماه گارنتی و آموزش رایگان و خدمات پس از فروش از قبیل پاسخ گویی تلفنی و حضوری به مشتریان برای رفع اشکال در کار کردن اپراتور با دستگاه یا مشاوره در زمینه های دیگر

فروش شاقول جیوه ای | فلزیاب | طلایاب | گنجیاب

KINGUNM بازدید : 188 سه شنبه 23 شهريور 1395 نظرات ()

فروش شاقول جیوه ای

گنج یاب شاقولی محصول شرکت DFR مدل شاقولی

طلایاب شاقولی

فلزیاب امریکایی شاقولی

شاقول  جیوه ای جهت کشف اهداف در زیر زمین

12 ماه گارنتی و آموزش رایگان و خدمات پس از فروش از قبیل پاسخ گویی تلفنی و حضوری به مشتریان برای رفع اشکال در کار کردن اپراتور با دستگاه یا مشاوره در زمینه های دیگر

تعداد صفحات : 5

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
خرید و فروش فلزیاب کینگ 10| طلایاب | گنج‌یاب شرکت فلزیاب تصویری فلزیاب کینگ 10 فلزیاب تصویری کره ای وفلزیاب تصویری خرید و فروش فلزیاب کینگ 10 خرید و فروش فلزیاب
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 172
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 1
  • آی پی امروز : 19
  • آی پی دیروز : 10
  • بازدید امروز : 264
  • باردید دیروز : 138
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 690
  • بازدید ماه : 2,777
  • بازدید سال : 24,684
  • بازدید کلی : 101,869